{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

افتاده ای برای چه از پا ؟ بلند شو

افتاده ای برای چه از پا ؟ بلند شو

خوردم زمین کنار تو ، از جا بلند شو

لشکر به قامت خم من خنده می کند

شد علقمه محل تماشا ، بلند شو

لب تشنه اصغرم دگر از حال رفته است

گوید رباب : حضرت دریا بلند شو

مادر فتاد روی زمین گفت : یا علی

تو هم به اسم اعظم بابا بلند شو

یک جور می دهیم جواب سکینه را

باشد ، بیا به خیمه تو حالا ، بلند شو

من قول می دهم که به رویت نیاورد

که خالی است مشک تو سقا ، بلند شو

اکنون که خوانده ای تو برادر حسین را

خواهر بگو به زینب کبری ، بلند شو

ام البنین نیامده زهرا که آمده

بی دست من به خاطر زهرا بلند شو
دیدگاه ها (۳)

اي نيمه جان برابر من جان مده عليبنگر پدر كنار تنت آمده عليتا...

پنجم ربیع‌الاول، یادآور وفات بانویی از سلاله پاکان است #حضرت...

خسف | قصه بیست و یکم: حضرت عباس (ع) (بخش اول)

╰•★★ زنـבگے בوبارـہ ★★• 🔟╯Ⓟⓐⓡⓣ جیمین همان لحظه از د...

پارت هشتم | تنبیه مشترکصبح روز بعد...لیانا هنوز از اتفاق دیر...

پارت اول ویو آت اه سرم امروز خیلی کار دارم این سردرد فاکی هم...

قصه بیستم: تنوع یاران امام حسین (ع) (بخش پایانی)

پارت ۲۱«من میرم برات آب میارم.»«باشه»تهیونگ برق های خانه را ...

پارت هشتم: پیمان در تاریکیصبح هنوز کامل طلوع نکرده بود.مه غل...

پارت: 22 (بخش1) **زاویه دید: زین**نفس کشیدن تو اون هوا رسماً...

من اومدم خوش اومدم بریم برای ادامهپارت²ویو ا.ت آروم آروم چشم...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط