شغل پنهان
پارت ۱
سلام من ا.ت هستم ۲۳ سالمه و خانوادم توسط یک شیطان کشته شدهاند. من عضو شیطان کش هستم برای اینکه انتقام مادر و پدرم رو بگیرم بگذریم امروز رییسم رنگ زد و گفت که امروز باید برم سوعل ( نکته ا.ت داخل بوسان زندگی میکنه ) تا به ماموریتم برسم چمدونم رو برداشتم یه استایل خفن زدم ( عکسشو میزارم ) و از عمارتم بیرون اومدم ( نکته ا.ت خیلی پولداره و داخل عمارت زندگی میکنه ) و سوار جت شخصیم شدم و پیش به سوی سوعل .....
ویو تهیونگ
سلام من تهیونگ هستم ۲۵ سالمه و داخل یه عمارت زندگی میکنم امروز یه جلسهی مافیایی داشتم و اعضا بهم گفتن باید بریم سوعل ( نکته تهیونگ هم داخل بوسان زندگی میکنه ) منم وسایلم رو جمع کردم و یه استایل دارک زدم ( استایلشو میزارم ) و سوار جت شخصیم شدم ( تهیونگ هم پولداره ) و راهی سوعل شدم وقتی رسیدم رفتم داخل یکی از خونه های سوعلم و چمدونم رو هم گذاشتم داخل اتاقم دیدم دارن در میزنن رفتم باز کردم که این لیا چندش خودشو انداخت رو من
ویو لیا
سلام من لیا هستم و عاشق تهیونگی هستم و هیچ دختری حق ندارد بهش نزدیک بشه خب راستش شنیده بودم تهیونگی از بوسان قراره بیاد سوعل منم سریع لباسام رو پوشیدم و رفتم دم خونش در زدن در و که باز کرد خودمو انداختم روش ...
لیا : سلام ددی جونم چطوری دلم واست تنگ شده بود ددی
تهیونگ : لیا از رو من پاشو من ازت بدم میاد چند دفعه بهت گفتم منو ددی صدا نکن آه
لیا : ددی دلت واسم تنگ نشده ؟
تهیونگ : نه نشده حالا هم گمشو از خونهی من بیرون
لیا : باشه ددی ولی بازم بر میگردم
ویو تهیونگ
وای خدا این چرا دست از سرم بر نمیداره اه حالم بهم خورد با اون قیافش
ادامه دارد.....
گوگولیا کاور فیک تغییر کرد
سلام من ا.ت هستم ۲۳ سالمه و خانوادم توسط یک شیطان کشته شدهاند. من عضو شیطان کش هستم برای اینکه انتقام مادر و پدرم رو بگیرم بگذریم امروز رییسم رنگ زد و گفت که امروز باید برم سوعل ( نکته ا.ت داخل بوسان زندگی میکنه ) تا به ماموریتم برسم چمدونم رو برداشتم یه استایل خفن زدم ( عکسشو میزارم ) و از عمارتم بیرون اومدم ( نکته ا.ت خیلی پولداره و داخل عمارت زندگی میکنه ) و سوار جت شخصیم شدم و پیش به سوی سوعل .....
ویو تهیونگ
سلام من تهیونگ هستم ۲۵ سالمه و داخل یه عمارت زندگی میکنم امروز یه جلسهی مافیایی داشتم و اعضا بهم گفتن باید بریم سوعل ( نکته تهیونگ هم داخل بوسان زندگی میکنه ) منم وسایلم رو جمع کردم و یه استایل دارک زدم ( استایلشو میزارم ) و سوار جت شخصیم شدم ( تهیونگ هم پولداره ) و راهی سوعل شدم وقتی رسیدم رفتم داخل یکی از خونه های سوعلم و چمدونم رو هم گذاشتم داخل اتاقم دیدم دارن در میزنن رفتم باز کردم که این لیا چندش خودشو انداخت رو من
ویو لیا
سلام من لیا هستم و عاشق تهیونگی هستم و هیچ دختری حق ندارد بهش نزدیک بشه خب راستش شنیده بودم تهیونگی از بوسان قراره بیاد سوعل منم سریع لباسام رو پوشیدم و رفتم دم خونش در زدن در و که باز کرد خودمو انداختم روش ...
لیا : سلام ددی جونم چطوری دلم واست تنگ شده بود ددی
تهیونگ : لیا از رو من پاشو من ازت بدم میاد چند دفعه بهت گفتم منو ددی صدا نکن آه
لیا : ددی دلت واسم تنگ نشده ؟
تهیونگ : نه نشده حالا هم گمشو از خونهی من بیرون
لیا : باشه ددی ولی بازم بر میگردم
ویو تهیونگ
وای خدا این چرا دست از سرم بر نمیداره اه حالم بهم خورد با اون قیافش
ادامه دارد.....
گوگولیا کاور فیک تغییر کرد
- ۷۸۷
- ۱۰ اردیبهشت ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط