از درد ترڪ خورده و از زخم ڪبودیم

از درد ترڪ خورده و از زخم ڪبودیم

ڪوهیم و تمــاشــاگر رقصیــدن رودیم

او می رود و هر قدمــش لاله و نسـرین

ما سنگ تر از قبل همانیـم که بودیم ...
دیدگاه ها (۱)

😔خدا نکه کاری سی ای دلوم 😟از بس حالم نخوشه از درد ترک خور...

مادری روی زمین نشسته تا هم‌قد دست‌های پسرش شود.آب را که روی ...

شعر عاشقانه🙂‍↕️.چشم هایی نیمه بازم ، خواب می فهمد مراتک درخت...

وقتی اومد، گفت: «من با همه فرق دارم. پناهت میشم، تکیه‌گاهت م...

𝓕𝓪𝓵𝓵𝓲𝓷𝓰 𝓵𝓸𝓿𝓮 𝓪𝓰𝓪𝓲𝓷 𝓪𝓷𝓭 𝓪𝓰𝓪𝓲𝓷②⑨_بخش دوم_تمام بچه ها خسته اند ...

پارت ۶۲

**پارت ۳۹ (مراسمِ بدرقه‌ی امپراتورِ سیاه)**هوای سئول سنگین و...

## «ماه، بوی باران می‌دهد»### پارت دوم: پناهگاه تاریکبوی عود...

#تجربه_من ۱۳۶۶#فرزندآوری #دوتا_کافی_نیست #بارداری_بعداز_35_س...

انسان بودن، فقط یک زیستنِ ساده در بستر زمان نیست؛ یک سفر مست...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط