{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

اسم فیک : اون واسه منه

اسم فیک : اون واسه منه
p11
(بچه ها نکته جیهون برادر لاراعه)

کوک ویو: چیزی که ازش میترسیدم سرم اومد کوک تو چه فکری کردی ات دختره دل پاکیه عمرا اگر قبول میکرد
فکر کنم اگر اینجوری پیش بره باید از پلن B استفاده کنم چون من بدون اون نمیتونم عمرا عمرا اگر بتونم
چند وقت از تهیونگ دور شدن رفتم تویه کلبه چوبی تو دل جنگل با یه عالمه دختر خوابیدم ولی..ولی هیچ کدومشون حال خوبی که ات به من میده رو نمیده

یهو دیدم ات با ساکش داره میاد پایین شوکه شدم یعنی انقدر ازم متنفر شد که داره میره؟ اصلا باکس کجا داره می‌ره اون که جایی رو نداره

کوک: ات....ات..وایسا کجا داری میری ات دارم بهت میگم وایسا

ات : بسه دیگه دست از سرم بردار من تورو نمی‌خوام ن م ی خ و ا م فهمیدی حالا دارم میرم پیش دوستم اونجا جام امن تره
کوک ویو:
تا اومدم جلوشو بگیرم که نره درو بست سریع درو باز کردم تا برم دنبالش که دیدم سوار یه بوگاتی(جیهون جان شما مجردین) شد و رفت

خیلی عصبانی شدم اون چطور جرعت کرد که بره، تا الان براش کوکی مهربون بودم دیگه الان تبدیل میشم به ددی فاکرش

سریع با راد تماس گرفتم تا رد گوشی ات رو بزنه ( راد زیر دست کوکه)

کوک:الو راد

راد:بله قربان

برات به شماره می‌فرستم سریع ردشو بزن ببین کجا می‌ره و راستی ادماروهم آماده کن به اجوما هم بگو عمارت جنگلی رو آماده کنه

راد: چشم قربان



𝔪𝔞𝔥𝔶𝔞𝔰
دیدگاه ها (۲۶)

𝐛𝐞𝐭𝐰𝐞𝐞𝐧 𝐥𝐨𝐯𝐞 𝐚𝐧𝐝 𝐡𝐚𝐭𝐞𝐏𝐚𝐫𝐭:³⁹ویو: جونگ‌کوکوارد اتاق کارم شدم ...

#برادر ناتنی من

مهمونی خطرناکپارت=6ویو کوک: با اون دختر به قسمت سرپوشیده رفت...

part²⁶ات ویوکوک برگشت و برای همه شراب می‌گرفت اما برای من نگ...

𝓹𝓪𝓻𝓽۵۸پیامک اومد دیدم ریچارده زدم روش عرر برنده شدم از خوشحا...

تک پارتی✨قهر الکی... صبح بود.کوک تازه از خواب بیدار شده بود ...

پارت نوزدهم ( آخر) یک ماه بعدات. ای دلم تیر می‌کشه کوک. میخو...

به زیباییه مشکی

A game of love and hateP³ویو آتصبح با صدای زنگ از خواب بیدار...

شب تولدم فصل 3پارت 10ات: باشه 10مین بعد جونگ کوک: ات پاشو بر...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط