{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

روزی که به آرزوم رسیدم پارت ششم

روزی که به آرزوم رسیدم پارت ششم

ی هفته بعد‌از دید جیمین
اون دختر محشری بود چشمای خیلی قشنگی داشت
من وقتی چشم هاشو میادیم نمیتونستم لبخند نزنم وقتی هم به لباش نگاه میکردم دلم میخواست حسش کنم

از دید رسپینا
جیمین تو این ی هفته همش میومد در خونمون خواهرم بیشتر مواقع میفرستادش دنبال نخود سیاه ولی اون بازم میومد من قبول کرده بودم که قرار بزاریم ولی نه اونقدر صمیمی با پسرا دوست شده بودم من هرروز نمیدیدمشون چون مستقیم برای بیگ هیت کار نمی کردم کال شرکتی بودم که کارش مخصوص گریم ،آموزش گریم و بیشتر کاراموزم قبول می‌کرد مال بخش ما بیشتر توی بیگ هیت و وای جی کارمیکرد
من با این که کلی پول میگرفت شرکت ولی به من پول آن چنانی نمی داد من اکسر وقتا تو مدرسه بودم که این بد تر خیلی کم تر به من پول میدادن جیمین منو هر وقت که میرفتم برای گریم منو نگر میداشت بعضی وقتا میبوردم خوابگاه بعضی وقتا هم میبورد خونه خودش وقتی میبوردم خونه خودش ازم میخواست که پیشش بخوابم ولی من قبول نمی کردم (بچم مشتاقه 🤣😅😂)

یک ماه بعد از دید جیمین
امروز تصمیم‌ بگیرم برم پیش پی دی نیم و درباره قرارم با رسپینا حرف بزنم از خونم اومدم رفتم کمپانی از منشیش اجازه گرفتم رفتم تو اتاقش
پی :چه خوب اومدی باهات کار داشتم
-سلام
پی:خوب چی میخواستی
-من میخوام با میکاپ آرتیست شرکت....قرار بزازم !!!!!!!
پی:همون دختر خارجیه ؟!؟!همونی که سنش نسوه تو هم نمیشه!!!!؟
تو گوه میخوری !!
ولی اگه دلت می‌خواد طرفدارات جرش بدن من مشکلی ندارم خود دانی
-لطفا درست حرف بزن و من میخوام خبر قرارمون رو هرچه سریع تر رسمی کنید!
پی:باشه ولی ی عکس دو تایی از شما میخوام اگه دوست داشته باشی میگم همین امروز رسمیش کنن
-باشه
بعد از اتاقش اومدم بیرون رفتم پیش پسرا اونا خیلی با رسپینا صمیمی بودن از همه بیشتر با یونگی اول رفتم پیشش نشستم
جیم :میخوام قرارمو رسمی کنم
یو :چی دیونه شدی اون هنوز دبیرستان میره تازه خارجیه تازه سنش نسوه تو
پرریدم وست حرفش
جیم:بسه حرفتو ادامه نده سنش کمه ولی من دوستش دارم
یونگی بغلم کرد
یو: هیونگ ناراحت نباش حرف من مهم نیست اگه خودش موافقت کرده باشه خوشحال میشم ولی عجله نکن اون هنوز حتا هنوز این که ساکن کره هست رو رسمی نکرده کسی و تا چند ماه دیگه هم برمی گرده به کشورش
-چی
+برمیگردم کشورم
به سمت صدا برگشتم

از دید رس.........
لایک کنید و نظرتون رو لطفا کامنت کنید حتا اگر بد بود عاشقتونم😇💞💞💞💞💞
دیدگاه ها (۷)

آغوش ممنوعه🚫🫂🌌#part37نیشخند مسخره ای زدسعید:دوست کدوم دوست ا...

کپشن رو ببین

چند پارتی درخواستی

وقتی عموت بود

ددی مافیاپارت ۱________________________🌜🌕🌛__________________...

شاهزاده دوست داشتنی من

پارت ۱۱ساعت ۵ و ۱۰ دقبقه صبح_نویسنده "کارن":جی‌ووک خیلی اروم...

رومان روز برفی (پارت9)از زبان ات تھیونگ مارو صدا کرد کہ بریم...

پارت نوزدهم"ویو نیلسو"*لبشو اروم روی لبم گذاشت..اون لحظه انگ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط