گرگ سیاه

پرش زمانی شب
از دید ا/ت
داشتم با جولی حرف میزدم که اون زنه گفت
#شماها نمیخای کمک کنین شام درست کنیم؟
+ما؟
#ارع شماها
&چش...
+ببخشید ولی ما به هرزه ها کمک نمی‌کنیم مگه خودت بلد نیستی غذا درست کنی؟
&دختره ی......
+ ع ع زشته لقب خودتو به من بدی حالا هم برو غذا درست کن میدونی که بابام نباید دیر شام بخوره براش بده
#خودم میدونم نمیخاد بگی (با حالت عصبی)
+ع چ خوب پس برو اون زنه رفت
&اوه اوه دختر با خاک یکسانش کردی آفرین
+حقش بود من فقد حقش رو گذاشتم کف دستش
&اوووووو ا/ت دارک شدی دختر
+من همیشه دارک بودم ولی رو نمی‌کردم 😌
&به جان مادرم اگه پسر بودم می‌گرفتمت
+اووو یعنی اینقدر جذابمم
&معلومه دختررر
+😌😎
&حالا برا من حس گنگ نگیر
+😂
از دیدی اون زنه
هه هه رو اب بخندی دختر جون حالا بهت حالی میکنم
تو غذای ا/ت و کوک دارو تحر..یک کننده ریخت 😈
دیدگاه ها (۰)

سناریو سانزو پارت ۱

True Love②⑤تهیونگ: نه نرو من دو روز پیش درخواست پرستار دادم ...

سناریو سائه پارت اخر

Forbidden love①(عشق ممنوعه) تق تق تقا/ت: کیهچانی: چطوری کوچو...

سناریو سو پارت اخر

مافیای من

تهیونگ ل//ب//ا//ش//و محکم کوبید روی ل//ب//ا//ی ا. ت و شروع ک...

رمان هکر کوچولوی من پارت ششم

(دلداده)ا/ت: یه بویی میاد سوا:.......ا/ت: غذاممممممممم بغل ک...

"اگـه لـبـاسـ زیـرتـونـ رو (🗿) تـو اتـاقـشـونـ جـا بـزاریـد"...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط