وحشی

وحشی
پارت 3
+18

داشتم از اتاق میرفتم بیرون که یهو تهیونگ دستم گرفت و در رو بست
~کجا؟
+ا.. اتاقمون
~ با این لباس؟
+مگه چشه؟
~ اهه دیگه چی؟ بدنت دیده میشه دختر
+خو چیکار کنم
~اون پتو رو...... صبر کن بیا بغلم خودم میبرمت
+همون پتو بهتره بدش من پتو رو
~ات بیا بغلم
+ نمیخوام پتو رو بده مننن(در حال تلاش برای گرفتن پتو)
~اتتتتتت بگو باشهههه(داد)
+ب... ب. باشه

ویو تهیونگ:
ات رو بغل کردم و بردم داخل اتاق خودمون ات داشت یه لباس انتخاب میکرد که راحت بخوابه منم رو تخت نشستم و نگاش کردم
+تهیونگ برو بیرون میخوام لباسمو عوض کنم
~عام باشه
ات لباسشو عوض کرد وگفت که برم داخل وقتی رفتم داخل وای پشمام چه بدن سفیدی داره ( ذهنتو درست کن ات لخت نیست لباسش خیلی بازه 😂) ات رفت رو تخت و مبایلشو برداشت داشت کلیپ میدید و میخندید

تهیونگم یه دست لباس راحتی برداشت و داشت عوض میکرد که یهو
+هی چرا جلو من در میاری لباستو (داد)(دستاشو گرفت جلو چشماش)
~خو مگه چشه تو جوجه خودمی دیگه
+هی سریع لباس تنت کن
ویو تهیونگ: لباسی که میخواستم تنم کنم رو انداختم کنار و رفتم سمت ات ، درازش کردم رو تخت و...........

دیشیری دیری ینی تهیونگ چیکار کرده😂😂پارت چهار رو هم الان مینویسم میزارم😂
دیدگاه ها (۰)

My dady پارت①①دختره اومد. یه لباس سفید با روپوش مشکی تنش بود...

ازدواج اجباری

تهیونگ بعد از اینکه مطمئن شد آب دوباره وصل شده، رفت تا لباس‌...

پارت 6رمان ✨عشق مدرسه ای✨هیونجین: خب من دوستت دارم. خیلی وقت...

شب تولدم پارت 13جونگ کوک: روت حساسم پرنسسم نباید با اون لباس...

#برادر ناتنی من

چند پارتی ــــــــــــ♥️ـــــــــــــوقتی پریودی و حالت بدهـ...

وقتی اون تورو به سرپرستی میگیره و...p26ویو  اترسیده بودیم عم...

ادامه پارت (۱۴)

پارت ۱۵ ات خندید و تهیونگ رو بغل کرد ....تهیونگ گفت ...قربون...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط