p²
p²
ویو ات:
هرکس که خوشگل بدنیا میاد خیلی خوشحاله
به جز من
اخه چرا همه باید روم کراش باشن :(
به شماره تلفنایی که سیو کرده بودم نگاه کردم..
"اسم کسایی که سیو کرده بود"
"لی فلیکس.اسکیز"
"پارک چانیول.اکسو"
"برونو مارس🗿" «کسی که درخواست داده گفت که همه خواننده ها حتی خارجیا روش کراش باشن»
"کیم سوکجین.بنگتن"
اخه من چه گناهی کردم؟
من شماره خیلی از ادمارو داشتم
رو مخ بود..
من فقط از بی تی اس رو دوست داشتم..
خیلی خوب بود..
اونا منو میشناختن..
چون قبلا به فن ساین هاشون و کنسرت هاشون رفته بودم..
تو همین فکر بودم که گوشیم زنگ خورد..
و اسم "آقای لی" «منیجرش» نمایان شد..
سلام
£ سلام.. نیم ساعت دیگه بیا کمپانی.. میخوایم دنس پرتکیس منتشر کنیم ازت
عا.. بله چشم.. فعلا
و قطع کردم
لباسامو عوض کردم.. و راه افتادم سمت کمپانی
وقتی رسیدم.. سوار اسانسور شدم
دکمه ۱۲ رو زدم.. تو طبقه ۶ اسانسور وایستاد
نامجون.. وارد اسانسور شد
هنوزم با دیدنش ذوق میکنم
🐨 عا... سلام *لبخند*
س.سلام *لبخند*
🐨 موهاتو کوتاه کردی؟ وااای.. چقدر قشنگ شده مبارکه *لبخند*
ممنونم نظر لطفتونه *لبخند*
🐨 عااا.. صدبار گفتم راحت حرف بزن باهام... همونطوری که تو فن ساین اصرار میکردم راحت باشی
اخه میدونی چون بزرگتری ازم یکم سخته *لبخند*
🐨 بیست سال که بزرگتر نیستم.. سه سال بزرگترم
خب سعیمو میکنم *لبخند* طبقه چندم میری؟!
🐨 دوازده.. میخوام برای تمرین برم.. اتاق دنس ۵
عه.. منیجرم گفت میخواد ازم دنس پرتکیس منتشر کنه تو اتاق پنجم *خنده*
🐨 یعنی باید باهم برقصیم؟ *خنده*
نمیدونم *خنده*
آسانسور وایستاد.. باهم خارج شدیم
و باهم وارد اتاق پنجم شدیم
گروه من و کل بی تی اس اونجا بودن
🐻 هی هی اینجا چخبره؟!
"اعضای گروه ات با علامتاشون: لیلی ~.... جینهو&.... یوکی #"
£ خب دخترا... قراره با بی تی اس فیت بدین!
🐰 چی؟! فیت بدیم؟!
& اما چرا اینقدر بی خبر؟
ویو ات:
هرکس که خوشگل بدنیا میاد خیلی خوشحاله
به جز من
اخه چرا همه باید روم کراش باشن :(
به شماره تلفنایی که سیو کرده بودم نگاه کردم..
"اسم کسایی که سیو کرده بود"
"لی فلیکس.اسکیز"
"پارک چانیول.اکسو"
"برونو مارس🗿" «کسی که درخواست داده گفت که همه خواننده ها حتی خارجیا روش کراش باشن»
"کیم سوکجین.بنگتن"
اخه من چه گناهی کردم؟
من شماره خیلی از ادمارو داشتم
رو مخ بود..
من فقط از بی تی اس رو دوست داشتم..
خیلی خوب بود..
اونا منو میشناختن..
چون قبلا به فن ساین هاشون و کنسرت هاشون رفته بودم..
تو همین فکر بودم که گوشیم زنگ خورد..
و اسم "آقای لی" «منیجرش» نمایان شد..
سلام
£ سلام.. نیم ساعت دیگه بیا کمپانی.. میخوایم دنس پرتکیس منتشر کنیم ازت
عا.. بله چشم.. فعلا
و قطع کردم
لباسامو عوض کردم.. و راه افتادم سمت کمپانی
وقتی رسیدم.. سوار اسانسور شدم
دکمه ۱۲ رو زدم.. تو طبقه ۶ اسانسور وایستاد
نامجون.. وارد اسانسور شد
هنوزم با دیدنش ذوق میکنم
🐨 عا... سلام *لبخند*
س.سلام *لبخند*
🐨 موهاتو کوتاه کردی؟ وااای.. چقدر قشنگ شده مبارکه *لبخند*
ممنونم نظر لطفتونه *لبخند*
🐨 عااا.. صدبار گفتم راحت حرف بزن باهام... همونطوری که تو فن ساین اصرار میکردم راحت باشی
اخه میدونی چون بزرگتری ازم یکم سخته *لبخند*
🐨 بیست سال که بزرگتر نیستم.. سه سال بزرگترم
خب سعیمو میکنم *لبخند* طبقه چندم میری؟!
🐨 دوازده.. میخوام برای تمرین برم.. اتاق دنس ۵
عه.. منیجرم گفت میخواد ازم دنس پرتکیس منتشر کنه تو اتاق پنجم *خنده*
🐨 یعنی باید باهم برقصیم؟ *خنده*
نمیدونم *خنده*
آسانسور وایستاد.. باهم خارج شدیم
و باهم وارد اتاق پنجم شدیم
گروه من و کل بی تی اس اونجا بودن
🐻 هی هی اینجا چخبره؟!
"اعضای گروه ات با علامتاشون: لیلی ~.... جینهو&.... یوکی #"
£ خب دخترا... قراره با بی تی اس فیت بدین!
🐰 چی؟! فیت بدیم؟!
& اما چرا اینقدر بی خبر؟
- ۱۷.۱k
- ۲۰ شهریور ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۳)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط