should I kill you? p7

گوشی فلیکس زنگ خورد آقای کانگ بود
"کیه؟
!آقای کانگ
"بهش بگو بعدا زنگ بزنه
!نمیشه میخواد درم بزاره بخاطر خراب کردن قرار
"پس جواب بده
!زیاد طول نمیکشه
"باشه
وید فلیکس
از هیونجین فاصله گرفتم ولی نه زیاد هنوز میتونست صدامو بشنوه
ویو هیونجین
یه مقدار رفت اونور تر میتونستم بشنوم که داره با تلفن حرف میزنه
. فلیکس چیکار کردی لعنتی
!هیچی
.قرار رو خراب کردی
!آره
.چرا؟
!چون یکی هست که خیلی دوسش دارم
. چرا نگفته بودی
!مگه تو میزاشتی بهت بگم همش قرار ترتیب میدادی
. خیلی خب باشه بعدا باید ببینمش
!قبلا دیدیش و اصلا هم ازش خوشت نیومد
. خب پس لابد آدم مزخرفی بوده
!نه خیلی مهربونه
. باشه من کار دارم بعدا باید دوباره ببینمش
!باشه
ویو فلیکس
گوشی رو قطع کردم فکر میکنم بد تر از اینا میشه ولی دیگه مهم نیست من الان هیونجین رو دارم پسریو دارم که تمام مدت دوستش داشتم فقط نمیخواستم قبول کنم و حالا اون گفته دوسم داره
ویو هیونجین
حرف هاشو شنیدم اون پسر ساده‌لوحیه واقعا فکر کرده دوسش دارم یا من داری خیلی خوب نقش بازی میکنم یا اون خیلی احمقه
!هیونجینااااا
"بله کوچولو
فلیکس اخم ریزی کرد ولی اخمش خیلی ناز بود
!کوچولو نیستم
"چرا کوچولویی
! خب دوست داری با تفنگ بکشمت یا چاقو؟
" خیل خب ببخشید اشتباه کردم خوبه؟
!آره
!هیونجینی
"هوم؟
!بغلم کن
هیونجین دستاشو باز کرد و بعد گفت
"بیا اینجا
ویو فلیکس
وقتی دیدم دستاشو باز کرد خیلی خوشحال شدم سریع رفتم تو بغلش دستش رو گذاشت رو موهام و اروم ناز کرد
ویو هیونجین دیدم اومد تو بغلم موهاشو ناز کردم حق با سوهو بود پسر نازیه ولی عمرا عاشقش باشم اون فقط یه نقطه طلاییه
تو همین حال بودیم که گوشی من زنگ خورد
جواب دادم و گذاشتمش رو بلند گو سوهو بود حالا فلیکس هم می‌تونست بشنوه
"الو
-سلام هیونجین چی شددددد
"هیچی از رستوران اومدیم بیرون
-بهت تبریک میگم از شرش خلاص شدی
"خب راستش
-چی؟
"هیچی تو کجایی؟
-خوابگاه
"مگه نمیخواستی بری پیش دوسش دخترت یجی
-نه بابا فقط یه دروغ که فلیکس ولم کنه
! برسم خوابگاه تیکه تیکت میکنم با همون چاقوعه
-ف...فلیکس تا ....تا کجا شنیدی؟
!همشو
-(زیر لب) بد بخت شدم
!چه جورم
"فکر کنم به زودی میبینیمت دیگه بهتره بریم
-وایسا یه چیزی
"چی؟
-مگه قرار نبود تو باند رو ترک کنی
"نه تصمیم گرفتم همکاری کنم
-خیل خب باشه زود بیاید
! باشه برو گمشو دیگه
ویو هیونجین گوشی دستم بود که فلیکس زد روی دکمه قرمز و تماس رو قطع کرد
!بریم؟
"بریم
دستشو گرفتم باید تا جایی که میتونم کاری کنم بهم اعتماد کنه
.......
ادامه دارد
Lixyn•.°★
امیدوارم خوشتون بیاد بریم برا شرط ها
10لایک❤️
6کامنت🗯
1بازنشر👤

#فیک_هیونلیکس
#هیونجین
#فلیکس
#هیونلیکس
#استری_کیدز
#فیک_استری_کیدز
#فیکشن
#فن_فیک
دیدگاه ها (۳۲)

سلام سلام چطورید؟اوسیم رو اومدم تو اون برنامه جدیده ساختم و ...

پارت 45 رمان عشق مدرسه ای ویو وقتی که میخواستند برن بیرون: ا...

پارت 15رمان🦋 عشق مدرسه ای 🦋ات: چه شرطی؟ هیونجین: ( به لبش اش...

پارت 46 رمان عشق مدرسه ای ات: اله هیونجین: باشه پس من برم گر...

رمان : فقط به من نگاه کن#𝗝𝘂𝘀𝘁_𝗹𝗼𝗼𝗸_𝗮𝘁_𝗺𝗲Part_21فصل یازدهم | ...

وقتی اون تورو به سرپرستی می‌گیره و...p34ویو ا.تاز صبح کنار د...

I fell for my doctor-part 10

پارت۱۵ انیا : بیا بریم دیگه دیر شد دامیان : اوکی من میرسون...

گل خونی 🥀پارت 48+ بیبی انقدر داد بیداد نکن وگرنه - بزارم زمی...

❤️‍🔥 قرار نبود عاشقت بشم𝑷𝒂𝒓𝒕 12 | سورپرایز مخصوص توبعد از تم...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط