پارت ۶

از اونجایی که خیلی وقت بود پاساژ نرفته بودیم تصمیم گرفتیم بریم اونجا. راستش منظورم تایمز اسکوئر مال هست که یکی از بزرگ ترین پاساژای کرست . هرچند نمیتونیم چیزی بخریم چون خیلی گرونهه

جلوی درش پیاده شدیم
چهیون: اوفف. هوای تازهههه...
ات:😅
بدو بدو از پله ها بالا رفت
ات: هوی وایسا!
چهیون : خیلی ذوق دارمم!!
ات:عه ندید پدید که نیستی😀
چهیون: چرا هستم!
رفتیم توی پاساژ . خیلی شلوغ بود ولی به اندازه‌ای نبود که ما جا نشیم
چهیون: از کجا شروع کنیم؟
ات: از همینجا دیگه (به ردیف کناریم اشاره کردم)
چهیون: ولی برندای معروف اینورن
ات: اوکی بریم اونور
رفتیم طرف مغازه های برند . دیور، چنل، گوجی، سلین،کالوین کلین و....
چهیون: بریم دیورر
ات:😶‍🌫️
رفتیم تو . بوی برند همه جا پیچیده بود.
چهیون: وایییی لباساش چه خوشگلننن!
ات: آده، قیمتاشونم قشنگه😊
رفتم سمت تیشرتا. قیمتا از ۱۰۰ دلار شروع می‌شد.(تقریبا ۱۱ میلیون تومن)
شاید بتونم از گلوم بزنم یکی برای تولد چهیون که چند روزه دیگست بردارم. ولی خیلی ریسکش زیادههه.
بعد یکم گشتن از دیور در اومدیم رفتیم توی چنل.
قیمت تیشرتارو نگاه کردم کم ترینشون ۱۲۰ دلار بود(۱۳ میلیون تومن) گفتم شاید جوراب بردارم رفتم جورابارو نگاه کنم ‌. یکیشو خوشم اومد قیمت کردم دیدم ۳۰ دلاره ( تقریبا ۳ میلیون تومن)
آب گلومو قورت دادم. چهیون اومد پیشم.
چهیون: جوراباش چه خوشملننن🤩
ات: اوهوم🙂 (فقط خوشملن)
یکم یکم خودمو میکشیدم طرف در .
چهیون : بیا برسم کالوین کلین
رفتیم توی کالوین کلین. از خلوتیش معلوم بود چقدر گرونه . تیشرتاش که ماشاالله
لباس زیر هاشم از ۴۰ دلار شروع می‌شد( تقریبا ۴ میلیون تومن)
من که آرزوم بود یکی از این لباس زیرا داشته باشم هعی...
چهیون: میگما
ات: بوگو
چهیون: من یکم از پول ۴ ماه حقوقمو نگه داشتم . میخوام امروز دست خالی برنگردیم.
ات: ولی چهیون با یدونه تیشرتش پول تمومه
چهیون: چرا گیر دادی به تیشرت حتما هم که نباید تیشرت باشه -_____- مگه تو آرزوت نبود یه لباس زیر از کالوین کلین بگیری؟ بیا امروز آرزوشو برآورده کنیم😊🌼
ات:😌
چهیون: بیا دیگه
ات: باشهه


__________________________
-----------
میبینین چه دختر خوبیم امروز ۲ پارت گزاشتم😂
خب دیگه میرم درسامو بخونم
امیدوارم تا اینجای فیکو دوست داشته باشید.
نظراتون توی کامنتا خیلی برام مهمههههه پس کامنت فراموش نشوددد.

#fake
دیدگاه ها (۱۴)

پنهان عشق

پنهان عشق

پارت 6رمان ✨عشق مدرسه ای✨هیونجین: خب من دوستت دارم. خیلی وقت...

عروسک مافیا پارت ۳

#عشق_بعد_نفرت پارت 8ویو یونگی پشمام چقد تند میخونه نمیدونستم...

آغوش ممنوعه🚫🫂🌌#part16چشاشو سگی کرد و بهم نگاه کرد بعدم راه ا...

پارت ۲ الکس : همینی که گفتم یوری : باااشهههالکس : قشنگم بیا ...

شب تولدم فصل3پارت18جیمین: چیشده پرنسس چرا گریه میکنیات: جیمی...

مهمونی خطرناک پارت=3ویو کوک: تقریبا ساعت چهار بود که از عمار...

ادامه رین*نامه*ا.ت میدونم ازم بدت میاد. اشکالی نداره منم از ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط