{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

من به عشق می اندیشم ....

من به عشق می اندیشم ....
به تن لرزان سپیدار در رقص نسیم 
به همان قطره ی اشکی که چکید دم صبح 
به همان آه بلندی که کشید سنبل .................
وقت مرگ خورشید 
به گلویی که درید یک بلبل ، وقت کوچ سوری

من به عشق می اندیشم .................
که گریزی نیست جز رد شدن از جاده ی مه 
تا بلندای یک کوه عظیم ......که کنارش دره ای هست به عمق تردید !!!
و به ترسی میرسم که سراسر خون شده در ریشه ی یک بوته خار 
یک گون پر ز هراسی لرزان 
از فرو ریختن چشمه ی اشک 
ناگهان باز شدن غنچه ی بی رنگ جدایی 
در زمستان ، بی من ، بی تو 

من به عشق می اندیشم ..................
که چقدر پر شدم از سگ دوی یک پاندول قلب 
حین مردن تند تند ...کند کند 
حین رفتن ، بی محابا در گریزی به درون یک کویر 
در پی لیلی عشق 
دست و پاکوبی کرکس برای تن بی جان شده ی یک مجنون 
در لب پر عطش بی مهری 

بتو می اندیشم .............
که چقدر دارمت و هیچ نمیدانستم 
که تو الماس تاج زرین شبانگاه منی 
و چنان دست برویت برده ام 
که توانم به عتابی چشم صد زاغک در حرص شده را
تخمک خاک زمین بی وفایی سازم 
و چنان تیشه بر این ریشه ی عصیان کوبم 
که دگر بار صدایی سر سرشاخه ی آوای کلامت ننشیند 

بتو می اندیشم........
که چقدر مست شراب سرخت 
پیرهن چاک تنم ، با هزاران گل سرخ 
تنگ در آغوشت ، شده یک دیگ گلاب، از عرق از یک شرم 
بوسه ی تو 
همچو یک غافله دزد ، راه تنگ نفسم را ، چه شتابان بسته 
من سرا پا تسلیم ، تن و آغوش و لبانم ، همه غنیمت تو 
زین همه ، یک *تو * برایم کافیست 
دیدگاه ها (۴)

قربانی آرام بگیر قلبم ، او بی تو چه آرام است در بازی تقدیرت ...

من از ڪجا بايد مى‌دانستم چقدر بايد بڪَذرد تا باور ڪنمڪَاهى ي...

سناریو جونگکوک

سناریو جونگکوک

پارت چهاردهم

𝐎𝐧𝐥𝐲 𝐘𝐨𝐮 \ part² "توصیف در یک جمله:حقیقت و طوفانِ محبت"تهیون...

پارت: 6 (بخش1) زاویه دید: هیزلبوی خفگی می‌داد. بوی چوب نم‌کش...

𝕾𝖍𝖆𝖉𝖔𝖜𝖘 𝖔𝖋 𝖑𝖔𝖛𝖊سایه های عشق.📜.🖇️.📜پارت چهار: هفته‌ی بعد، یون...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط