{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

خواهم آمد سر هر دیواری

خواهم آمد سر هر دیواری
میــــــــخکی خواهم کاشت
پــای هــر پــــنـــــجــــره ای 
شـــــــــعری خواهم خــواند
هـــر کــــلـــــــاغـــــی را
کـــــــــاجی خواهم داد
مــــــار را خواهم گفت:
چه شـکوهی دارد غوک
آشـــتی خواهـم کرد ...
آشنـــــا خــواهم کرد ...
راه خـــــــواهم رفـــت ...
نـــور خواهم خـــورد ...
دوست خواهم داشت ...
دیدگاه ها (۴)

دستهایم را بگیر...من یک بار دیگر؛هوس کرده ام در آغوشت پرواز ...

در تـــــوهــــزار مزرعـــه خشـــخاش تازه است.آدمبه چشم های ...

.

.

‼️حق الناس شوخی بردار نیست❗️⚠️ بیست سال است شلاقِ یک «اِی» ر...

فراتر از خویش

P8جئون پشت میز بزرگ و تیره‌ی دفترش نشسته بود. چراغ‌های کم‌نو...

⊹⊱او شب هنگام آمد⊰⊹p48دستش روی دستگیره موند.«ممکنه دفعه‌ی بع...

🖤 پارت بیست‌وچهارم | خانه‌ی قدیمیلانا و جونگکوک جلوی خانه‌ی ...

اسم رمان : در جستجوی چه چیزی ؟پارت ۱۸( از زبان راوی )خورشید ...

#آیا_ارواح_میتوان_زنده_شد؟PT:1میا هر شب دقیقاً ساعت سه و هفد...

پارت هفتم | بعد از تعطیلیآن شب، باران دوباره شروع شده بود.سا...

✲ تولی ، نگهبان رویاها.... 😍✍️ : تولی ، دلقکی مهربان و نگهب...

گل خونی پارت 43(خطر اسمات)تهیونگ شروع کرد به بوسیدن جونگکوک ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط