فیک گنگ مافیایی سیاه پارت 2
یک گنگ مافیایی سیاه
Part 2
ویو سومی
برگشتم خونه، ناهارم رو خوردم و رفتم لباس هام رو در اوردم و یه لباس خواب سفید و مشکی که خیلی دوستش داشتم پوشیدم (عکسش رو میزارم) و خوابیدم.
بیدار شدم ساعت 8 شب بود باید 10 یا 11 شب میرفتم به بازار سیاه نزدیک بندر، بلند شدم رفتم دستشویی کارام رو انجام دادم و رفتم یه دوش 30 مینی گرفتم و اومدم بیرون چون باید ماسک و کلاه میزدم ارایش نکردم البته قرار کلا یه مدت نسبتا طولاتی ارایش نکنم واییییی شت اصلا خوب نیست عررررررر.... ولی نه باید تحمل کنم من برای اینکه به اینجا برسم خیلی تلاش کردم اون روز هایی که مثل سگ تمرین میکردم فقط برای اینکه انتقام مامان و بابام رو از اون مافیاها بگیرم. یه کت و شلوار که قبلا سفارش داده بودم رو پوشیدم (عکسش رو میزارم) و ماسک و کلاه سیاه زدم با یه دستمال محکم سینه هامو بستم...اییییی فکر کنم زیادی محکم بستم ویه خورده شلش کردم وبرای جلوه بهتر اینکه نشون بدم پسرم دو توپ کوچیک گذاشتم داخل شورتم (میدونین برا چی دیگه نه؟)و کلاهم رو در اوردم و یه کلاه گیس کردم سرم چون اگه کلاه گیس نمیکردم سرم موهام معلوم بود البته موهام کوتاه بود ولی اگه کلاهم از سرم میوفتاد با این مدل مویی که من دارم میفهمن دخترم و بعد به خدمتکار گفتم بیاد اتاقم و چمدونم رو اماده کنه خودم هم بالا سرش وایسادم بهش میگفتم چیا بزاره زیاد نمیخواستم چیز زیادی بزارم فقط باید یه تفنگ اضافی و لپ تابم و یه چند دست لباس میزاشتم.
زنگ زدم به بابام:(مکالمه سومی و پدر خوندش) 👇
~: الو سلام دخترم
+: سلام بابا یه خونه گفتی پیدا کردی نزدیک پایگاه اون باند مافیایی هست
~: خب؟
+: اون رو برام جورش کن باشه؟
~: باشه دخترم میگم برات امادش کنن فعلا کاری نداری؟
+: نه بابا خدافظ
~: خدافظ
پایان مکالمه:)
خب دیگه منم کم کم اماده بودم رفتم چمدونم رو برداشتم و یه تاکسی گرفتم رفتم در درب خونه تاکسی رسید سوار شدم حرکت کرد
ویو تهیونگ
زنگ زدم یه کوکی:(مکالمشون) 👇
£: سلام ته چطوری دادا
_: سلام کوکی خوبم میگم یه 10، 20 ادم برو از بازار سیاه بگیر بیار
£: باشه حالا برا چی؟ ما که کلی ادم داریم
_: خب معلومه میخوام بدیشون دست نامجون تا اموزششون بده خودم هم میخوام بالا سرشون باشم برا خرید محموله ها، میدونی که نامجون میگه هر کاری میکنم هیچ کس نمیتونه درست و حسابی مثل ادم برن از اون بوگو (کسی که ازش محموله میخرن) لاشی محموله بگیرن پدصگ خیلی دندون گرده (یعنی خیلی حرص و طمع کاره کلاه برداره)
£: اره راست میگی باشه حتما جورش میکنم فعلا
_: باشه خدافظ
پایان مکالمه:)
Part 2
ویو سومی
برگشتم خونه، ناهارم رو خوردم و رفتم لباس هام رو در اوردم و یه لباس خواب سفید و مشکی که خیلی دوستش داشتم پوشیدم (عکسش رو میزارم) و خوابیدم.
بیدار شدم ساعت 8 شب بود باید 10 یا 11 شب میرفتم به بازار سیاه نزدیک بندر، بلند شدم رفتم دستشویی کارام رو انجام دادم و رفتم یه دوش 30 مینی گرفتم و اومدم بیرون چون باید ماسک و کلاه میزدم ارایش نکردم البته قرار کلا یه مدت نسبتا طولاتی ارایش نکنم واییییی شت اصلا خوب نیست عررررررر.... ولی نه باید تحمل کنم من برای اینکه به اینجا برسم خیلی تلاش کردم اون روز هایی که مثل سگ تمرین میکردم فقط برای اینکه انتقام مامان و بابام رو از اون مافیاها بگیرم. یه کت و شلوار که قبلا سفارش داده بودم رو پوشیدم (عکسش رو میزارم) و ماسک و کلاه سیاه زدم با یه دستمال محکم سینه هامو بستم...اییییی فکر کنم زیادی محکم بستم ویه خورده شلش کردم وبرای جلوه بهتر اینکه نشون بدم پسرم دو توپ کوچیک گذاشتم داخل شورتم (میدونین برا چی دیگه نه؟)و کلاهم رو در اوردم و یه کلاه گیس کردم سرم چون اگه کلاه گیس نمیکردم سرم موهام معلوم بود البته موهام کوتاه بود ولی اگه کلاهم از سرم میوفتاد با این مدل مویی که من دارم میفهمن دخترم و بعد به خدمتکار گفتم بیاد اتاقم و چمدونم رو اماده کنه خودم هم بالا سرش وایسادم بهش میگفتم چیا بزاره زیاد نمیخواستم چیز زیادی بزارم فقط باید یه تفنگ اضافی و لپ تابم و یه چند دست لباس میزاشتم.
زنگ زدم به بابام:(مکالمه سومی و پدر خوندش) 👇
~: الو سلام دخترم
+: سلام بابا یه خونه گفتی پیدا کردی نزدیک پایگاه اون باند مافیایی هست
~: خب؟
+: اون رو برام جورش کن باشه؟
~: باشه دخترم میگم برات امادش کنن فعلا کاری نداری؟
+: نه بابا خدافظ
~: خدافظ
پایان مکالمه:)
خب دیگه منم کم کم اماده بودم رفتم چمدونم رو برداشتم و یه تاکسی گرفتم رفتم در درب خونه تاکسی رسید سوار شدم حرکت کرد
ویو تهیونگ
زنگ زدم یه کوکی:(مکالمشون) 👇
£: سلام ته چطوری دادا
_: سلام کوکی خوبم میگم یه 10، 20 ادم برو از بازار سیاه بگیر بیار
£: باشه حالا برا چی؟ ما که کلی ادم داریم
_: خب معلومه میخوام بدیشون دست نامجون تا اموزششون بده خودم هم میخوام بالا سرشون باشم برا خرید محموله ها، میدونی که نامجون میگه هر کاری میکنم هیچ کس نمیتونه درست و حسابی مثل ادم برن از اون بوگو (کسی که ازش محموله میخرن) لاشی محموله بگیرن پدصگ خیلی دندون گرده (یعنی خیلی حرص و طمع کاره کلاه برداره)
£: اره راست میگی باشه حتما جورش میکنم فعلا
_: باشه خدافظ
پایان مکالمه:)
- ۱۳.۱k
- ۲۹ تیر ۱۴۰۲
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط