♧گل خار دار♧

♧گل خار دار♧
★P⑥★
+اوومم... آرهــه و پریدم بغل یونگی ک زنگ خورد و رفتیم بالا ت کلاس هنوز باورم نمیشد اوضاع ب این زودی خوب شه وقتی رفتیم ت کلاس نشستیم معلم اومدو زر زد و گفت گروها تا هفته دیگ تحقیقو آماده کنن(بعد مدرسه) رفتم خونه لباسمو دراوردم و ناهارمو خوردم ک یهو گوشیم زنگ خورد نوشته بود ناشناس جواب دادم:
+الو
×سلام ا.ت
+عه یونگی سلام
×خواستم بگم که برا تحقیق امروز ساعت 5 بیای خونه ما میتونی؟
+اامم... آره باشه
×پس میبینمت بای
+بای (قط کرد) ی نگاه ب ساعت کردم 2 بود مامان بابام هم ک ساعت 7 میان رفتم ی فیلم گذاشتم و دیدم وقتی فیلمم تموم شد ساعت 4 بود ب مامانم زنگ زدم و گفتم برا تحقیق میرم خونه یونگی و اجازه گرفتم رفتم ی دوش 20 مینی گرفتم و بعد موهامو با حوله خشک کردم و ی آرایش ساده کردم و لباسمو عوض کردم(عکسشو میزارم) یونگی آدرسو برام فرستاده بود از خونه زدم بیرون و راه افتادم وقتی رسیدم در زدم ک یونگی درو باز کرد بعد سلام کردن منو راهنمایی کرد تو خونه و مشغول تحقیق شدیم
دیدگاه ها (۲)

ممنون که میخونی این داستان واقعی نیست

فیک تهیونگ

سیلام بیبی های من 😍🎀 چطورین ؟🧸 بریم برای پارت گذاری ؟😎بزن بر...

Love youپارت دوازدهمسرم بدجور درد میکرد بزور چشمامو باز کردم...

آواز عشق ♣️ part 6♣️یونگی ویو سوار ماشینم شدمو راه افتادم سم...

پُشتِ مَرز دوست داشتن پارت اولویو تهیونگ :امروز صبح وقتی از ...

ادامه پارت (۱۴)

چندپارتی درخواستی

[تک پارتی جیمین](به مناسبت تولدش😭)موضوع:: وقتی تولدشه و........

#عشق_بعد_نفرت پارت: 3ویو اتکه چشمم خورد به یه مغازه لباس فرو...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط