قبل از عاشقی زندگی بازی بچه گانه بود

دور میشوی و آرامش مرا گرفتار جزر و مدی بی حد میکنی...
دور که میشوی و تتهاییت را در آغوش میگیری متلاطم میشوم...
من به تتهاییت حسودی میکنم وقتی سهمش از با تو بودن بیش از من است.
برخلاف تمام دخترهای این شهر که دنبال شانه اند و تکیه گاه، من در حسرت تکیه کردن تو به شانه هایم میسوزم...
اگر روزی از من بپرسند بزرگترین آرزویم چیست بدون لحظه ای درنگ میگویم:
پله ای باشم در مسیری که تو از آن میگذری...
پلی باشم روی رودخانه ناملایمات زندگی ات...
درختی باشم شایسته سایه انداختن روی چهره مردانه و خسته ات...
برای من تمام دنیا روی حرف اول نام تو می چرخد...
اصلا تمام این سی و چند ساا را از خدا عمر گرفتم برای همین چندصباح عاشق تو بودن... بقیه اش بازی بچه گانه بود...
آدم عاشق که میشود تازه آدم میشود. از اینجاست که آدم اوج میگیرد...
از همین دردهای بی درمان عاشقی...
از همین هجرها، طعنه ها، نیشخندها، ناامیدی های نوسان دار، دویدنها و نرسیدن ها و باز دویدن ها...
تا آدم عاشق نشود، نسوزد، موسفید نکند در عشق، هجران نچشد، آبرو نبازد، نشکند که آدم نمی شود...
قبل از عاشقی تمام عمر بازی بچه گانه بود...
راستی از چه می گفتم؟ از دوری، از عشق، از چشمهای کم سو شده ام، از تو... از حرف اول نامت...
از...
#حضرت_یار
#به_وقت_دلتنگی
#عاشقانه
دیدگاه ها (۸)

تک پارتی از سونوروی مبل دراز کشیده بودی و با گوشی‌ات بازی می...

dark life= 42ات لبخند زد. «هیچی. فقط... بوی بارون رو دوست دا...

Like swan🦢#like_swan PT 18 ویو هویجی: خونه ی نامجون: شباومی ...

**پارت ۱۸**در با صدایِ انفجاری باز شد و نورِ تندِ چراغ‌هایِ ...

𝓕𝓪𝓵𝓵𝓲𝓷𝓰 𝓵𝓸𝓿𝓮 𝓪𝓰𝓪𝓲𝓷 𝓪𝓷𝓭 𝓪𝓰𝓪𝓲𝓷②⑤چقدر زیباست کسی را دوست بداریم...

꧁عمارت عشق꧂Part number 33یهو اتوکو محو شد.خودش موند و خلا .....

پارت دهم ....پدر.ت. می تونید برید توی اتاق جلسه و صحبت کنید ...

غروب روز بعد، آسمان شهر به رنگ زخم بود؛ نارنجیِ سوخته که کم ...

𝑻𝒆𝒎𝒑𝒕𝒂𝒕𝒊𝒐𝒏 𝒂𝒏𝒅 𝒔𝒉𝒂𝒅𝒐𝒘سایـہ و وسوسـہ𝐏𝐚𝐫𝐭 5۹______چه چیزی زیبا...

چند پارتی

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط