تو مال منی

ادامه پارت ۲۷

م.ب : بچه میخواستم بهتون بگم بیایید پایین برای شام

ا.ت : باشه مامانی تو برو ما می‌آییم

م.ب : باشه دخترم ( رفت و در رو بست )

ویو کوک

فکر نمی‌کردم ا.ت باورم داشته باشه تا اینکه زد تو گوش یونا و خیالم راحت شد

ویو ا.ت

مامان بزرگ بهمون گفت برای شام بریم پایین من چون میخواستم یکم با جونگ کوک صحبت کنم گفتم خودش بره ما می‌آییم

ا.ت : آقای جئون یه چیزی رو خوب گوش بدین من برام مهم نیست که کی هستی یا میخوای چی بشی ولی زندگیم برام مهمه

ا.ت : من قراره با تو ازدواج کنم پس لطفاً این اشغال بازی و هرzگی بازی هاتون رو بزارید کنار توی زندگی من باید آرامش باشه

کوک : من هزار بار بهت گفتم که من اون رو دوست ندارم و بزور من رو بوsید چرا نمی‌فهمی ( سرد و ریلکس )

ا.ت : یاد رفته که توهم داشتی همراهی میکردی

کوک : چون راهی نداشتم ( ریلکس )

ا.ت : هزار تا راه وجود داره برای حل مشکل تویی که مافیا هستی باید این هارو بدونی نمی‌دونم چطور با این عقلت مافیا شدی

ویو کوک

با ا.ت صحبت میکردیم خوب نقطه ضعفم رو می‌دونست شغلم و موقعیتم


کوک : ا.ت میدونی داری میری رو مخم ( یکم عصبانی )

ا.ت : برام مهم نیست آقای مثلا مافیا ( پوزخند و کنایه دار )

ویو ا.ت
همین جوری باهاش حرف میزدم و رو مخش میرفتم و اون هیچی نمی‌گفت که یهو .....
دیدگاه ها (۱۶)

سرنوشت پارت (۱۲)

🖤 عروس مافیا | پارت سومساعت ۶ صبح | عمارت جونگ‌کوکتق تق تق!ج...

P24عروس فراری ویو ا/ت با ریندو رفتیم پایین بقیه هم مثل همیشه...

جونگ‌کوک دوباره سوت زد.جونگ‌کوک: همه سر جای خودشون. از اول.ا...

تکپارتی جونگ کوک

Forbidden love③ا/ت: یعنی چی بدن خودمه و هر لباسی دلم بخواد م...

💜 آرمیِ دردسرساز | پارت دومروز بعد | ساعت ۸ شبجونگ‌کوک پشت م...

𝐌𝐲 𝐄𝐭𝐞𝐫𝐧𝐚𝐥 | جاودانه‌ی من𝐏𝐚𝐫𝐭:𝟒صدای جونگ‌کوک از پشت سرشون بو...

true love①⑥شش ماه بعدا/تشش ماه هست خبری از تهیونگ ندارم... ا...

عشق بی پایان

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط