یکی تویی و یکی من... با این ماه که هنوز هم این شهر را تحم
یکی تویی و یکی من... با این ماه که هنوز هم این شهر را تحمل میکند... همین سه تا بس است...
حتی اگر ماه هم نبود... من قانعم... به یک تو و یک من... مگر میان تو و ماه فرقی هم هست؟!
ای کاش بود... آنوقت شاید همه چیز جز تو معنایی داشت... اما... حالا که ندارد... حالا همه چیز تویی
تمام شعرهایی که با عشق می خوانم... تمام روزهای خوب... تمام لبخند های من... تمام زندگی
همه چیز تویی... چیز دیگری هم اگر جز تو بود... فدای یک تبسمت...
(تقدیم به دختر خاله ی گلم امل جوون که تمام زندگیمه و مثل خواهر نداشته ام میمونه... امل جون خیلی دوست دارم اجی)
حتی اگر ماه هم نبود... من قانعم... به یک تو و یک من... مگر میان تو و ماه فرقی هم هست؟!
ای کاش بود... آنوقت شاید همه چیز جز تو معنایی داشت... اما... حالا که ندارد... حالا همه چیز تویی
تمام شعرهایی که با عشق می خوانم... تمام روزهای خوب... تمام لبخند های من... تمام زندگی
همه چیز تویی... چیز دیگری هم اگر جز تو بود... فدای یک تبسمت...
(تقدیم به دختر خاله ی گلم امل جوون که تمام زندگیمه و مثل خواهر نداشته ام میمونه... امل جون خیلی دوست دارم اجی)
- ۱.۷k
- ۲۶ اسفند ۱۳۹۳
دیدگاه ها (۲)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط