پارت دو
- هوی....کیم یونا
برگشتی سمت صدا اون لینو بود
+ ب...بله
- لکنت گرفتی؟
+ نه
اومد جلو دستش رو یهویی برد بالا انگار میخواست بهت مشت بزنه نتونستی کاری کنی و چشمات رو بستی ترسیده بودی خیلی ترسیده بودی که نکنه بازم بگیره بزنتت
که یهو موهاتو نوازش کرد
- نترس کاریت ندارم
انگار با چسب چسبونده بودنت به اون زمین زبونت بنده اومده بود الان مینهو چیکار کرد
- میدونی اکثر سال پایینی ها گستاخی میکنن...
به دستت نگاه کرد که یک ساعت پیش با سیگارش سوزونده بود خواست دستتو بگیره تو ترسیدی تونستی حرکت کنی و چند قدم عقب رفتی اما لینو پوزخند صدا داری زد و اومد جلو ترسیدی بدو بدو کردی
همینطور داشتی میدوییدی که یهو درد پهلوت گرفت وقتی ۱۰ ساله بودی از همون قسمت چاقو خرده بودی و همیشه درد داشتی با اینکه زخمش درست شده بود اما وقتی امروز صبح هم لینو اونجوری کتکت زد درد چند برابر شد
نفهمیدی چطور شد اما از درد زیاد وسط راه افتادی رو زانوهات سرت رو انداختی پایین خیلی درد میکرد خیلی زیاد
وقتی لینو بهت رسید تورو دید که افتادی رو زانوهات سرت پایینه
خواست نزدیکتر بیاد که فریاد زدی
+ ولم کن!!!
لینو که ناراحت شده بود یکم عقب رفت
(نکته همه اینا داره تو کوچه بنبست اتفاق می افته چون اشتباهی وارد این کوچه شده بودی)
لینو عقب رفت و نشست رو زمین زنگ زدی به یه نفر
علامت سونگ مین!
+ اوپا
! اوه سلام کوچولو...چیزی شده؟
+ بیا دنبالم*بغض
! ا..الان میام وایسا فقط کجایی؟
+ زود پیچیدم
! اومدم
پایان مکالمه..
لینو با صدای پر از پشیمونی گفت.
- جاییت درد میکنه؟
جوابی بهش ندادی
بازم پرسید که گفتی
+ میشه بری ؟
اونم رفت چند دقیقه بعد سونگ مین رسید دوید سمتت و تورو براید استایل بغل کرد
! حالت خوبه؟
+ درد داره
سرت رو نوازش کرد
برگشتی سمت صدا اون لینو بود
+ ب...بله
- لکنت گرفتی؟
+ نه
اومد جلو دستش رو یهویی برد بالا انگار میخواست بهت مشت بزنه نتونستی کاری کنی و چشمات رو بستی ترسیده بودی خیلی ترسیده بودی که نکنه بازم بگیره بزنتت
که یهو موهاتو نوازش کرد
- نترس کاریت ندارم
انگار با چسب چسبونده بودنت به اون زمین زبونت بنده اومده بود الان مینهو چیکار کرد
- میدونی اکثر سال پایینی ها گستاخی میکنن...
به دستت نگاه کرد که یک ساعت پیش با سیگارش سوزونده بود خواست دستتو بگیره تو ترسیدی تونستی حرکت کنی و چند قدم عقب رفتی اما لینو پوزخند صدا داری زد و اومد جلو ترسیدی بدو بدو کردی
همینطور داشتی میدوییدی که یهو درد پهلوت گرفت وقتی ۱۰ ساله بودی از همون قسمت چاقو خرده بودی و همیشه درد داشتی با اینکه زخمش درست شده بود اما وقتی امروز صبح هم لینو اونجوری کتکت زد درد چند برابر شد
نفهمیدی چطور شد اما از درد زیاد وسط راه افتادی رو زانوهات سرت رو انداختی پایین خیلی درد میکرد خیلی زیاد
وقتی لینو بهت رسید تورو دید که افتادی رو زانوهات سرت پایینه
خواست نزدیکتر بیاد که فریاد زدی
+ ولم کن!!!
لینو که ناراحت شده بود یکم عقب رفت
(نکته همه اینا داره تو کوچه بنبست اتفاق می افته چون اشتباهی وارد این کوچه شده بودی)
لینو عقب رفت و نشست رو زمین زنگ زدی به یه نفر
علامت سونگ مین!
+ اوپا
! اوه سلام کوچولو...چیزی شده؟
+ بیا دنبالم*بغض
! ا..الان میام وایسا فقط کجایی؟
+ زود پیچیدم
! اومدم
پایان مکالمه..
لینو با صدای پر از پشیمونی گفت.
- جاییت درد میکنه؟
جوابی بهش ندادی
بازم پرسید که گفتی
+ میشه بری ؟
اونم رفت چند دقیقه بعد سونگ مین رسید دوید سمتت و تورو براید استایل بغل کرد
! حالت خوبه؟
+ درد داره
سرت رو نوازش کرد
- ۹۶۱
- ۱۸ فروردین ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط