غربال کلام

یک نفر به سقراط گفت:

— دوستت چیزی درباره تو به من گفت...

— اول باید آنچه می‌خواهی بگویی را از سه الک رد کنی، سقراط او را متوقف کرد.

— سه الک؟

— بله. اول از الک حقیقت. مطمئنی آنچه گفته شده حقیقت دارد؟

— نه، فقط شنیده‌ام.

— پس مطمئن نیستی که حقیقت دارد. حالا از الک دوم رد کنیم ؛ الک مهربانی. می‌خواهی دوستم را به عنوان فرد خوبی توصیف کنی؟
— نه، برعکس.
— پس می‌خواهی او را فرد بدی نشان دهی، اما حتی مطمئن نیستی که این حقیقت دارد. کلمات را از الک سوم رد کنیم ؛ الک فایده. آیا واقعاً لازم است من این حرف‌ها را بشنوم؟

— نه، نیازی نیست.

سقراط نتیجه گرفت : پس آنچه می‌خواهی بگویی نه حقیقت دارد، نه مهربانی و نه فایده. پس چرا باید بگویی؟

#حکمت #سقراط #حکیم #حکما #بدگویی #غیبت #سخن‌چینی
دیدگاه ها (۰)

بسم الله الرحمن الرحیم تغییر، بخشی از زندگی است؛ همان‌طور که...

𝓕𝓪𝓵𝓵𝓲𝓷𝓰 𝓵𝓸𝓿𝓮 𝓪𝓰𝓪𝓲𝓷 𝓪𝓷𝓭 𝓪𝓰𝓪𝓲𝓷②⑥تو زیبایی ؛ چو صلح در چشمانِ م...

𝑭𝒐𝒓𝒈𝒊𝒗𝒆 𝑴𝒆Part 16رینا تا صبح درست نخوابیدهر بار چشم هاشو می‌...

پارت یازدهم ویو جونگکوک -۰ داشتم توی حیاط قصر قدم میزدم و به...

پارت پنجم: تله‌یِ سادیسمیداشتم دستِ دختربچه رو توی دستم نگه ...

𝑳𝒐𝒗𝒆 𝒐𝒓 𝒍𝒊𝒆❶❸_بخش دوم_مکانی جدید می‌رویم که تا به حال ندیده ...

»»» آیه ی روز :**************(ارسال شده توسط برنامه ی «قلم ق...

✧ᏕᎮᏗᏒᏦ✧𝟜و اگر من برای همه‌ی دنیا چیزی نبودم، عیبی نداشت، فقط...

خسف | قصه سی و یکم: مأمون (بخش اول)

فاصله یک لبخند تا جنون

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط