سیاه سفید قلبم

منم که نگم نصفم رو تخت یک لنگم پایین تخت افتاد بود. خودمو جمع کردم و با سردترین لحن ممکن گفتم
_بله کاری داشتین
=اره کارت دارم
_چی
=فردا مامانم میاد
با ذوقی که نمیدونم از کجا اومده بود از جام بلند شدم و گفتم
_واقعااا راس میگی کی؟ چه ساعتی؟ باکی؟
=دخترم یکدقیقه صبر کن
چی الان به من گفت دخترم فکر کنم اشتباه شنیدم خیلی ساله به من نگفته دخترم با تعجب نگاهش کردم.  سرشو انداخت پایین پوزخند زدم و لب زدم
_الان شدم دخترت میخای چیکار کنی که اینجوری  دخترم دخترم میکنی مثل اینکه یادت رفته چیکار کردی با من شایدم یادت رفته که اینجوری مظلوم شد
=سپیده جان تو دخترمی تو از خون و پوست منی
_دیگه میخای کی رو بیاری خونه که اینارو میگی نکنه بازم میخای به زور شوهرم بدی یا نکنه میخای...
حرفمو قطع کرد و خودش لب زد
=خیلی چیزا هس که نمیدونی من اگه اون کارو نمیکردم تورو ازم میگرفتن
_حرف های تکراری خودت خسته نشدی از این همه دروغ من خر نیستم میفهمم  بچه اضافی ام اون از مامانم که سال تا سال خبری ازم نمیگیره اینم از شما که منو به پول فروختید من اگه اون پولی که به اون ادم ح. ر. م. ل. ق. م. ه دادی رو ندیده بودم شاید حرفتو باور میکردم اما چه بخای چه نخای خودت کاشتیم پس باید ازم مراقبت کنی
دیدگاه ها (۰)

Love youپارت یازدهم§سلام کوک&کوک صدام نکن هرزه§او ددی این هر...

سرنوشت پارت(۱۱)

name:𝓣𝓱𝓮 𝓢𝓹𝓵𝓮𝓷𝓭𝓸𝓻 𝓸𝓯 𝓟𝓲𝓰𝓶𝓮𝓷𝓽 𝓲𝓷 𝓽𝓱𝓮 𝓓𝓪𝓻𝓴𝓷𝓮𝓼𝓼.Season:¹.part:¹...

وقتی دیر میای خونه (Part 3) 🖤هنوز سرم پایین بود که دستش رو ز...

࿚ ! ࢠـډࢪ ۾َــںْ ، هـآࢪۅڇـیـࢪۅ ! ࿙# ℘ᾰԻт→❻-«همون روز وقتی پیش...

الماس زیبای من part⁴آجوما بانگرانی سمتم اومد و گفت دخترم چی ...

رمان عشق و انتقام

رمان اسیر خان پارت سیزدهم ۱۳

برده عمارت جئون

𝑴𝒚 𝑴𝒂𝒇𝒊𝒂𝑪𝒉𝒂𝒑𝒕𝒆𝒓 01 • 𝑷𝒂𝒓𝒕 025"""""""""""""""""""""""""""""""...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط