چند پارتی پارت چهار

- چون تو مال منی
- ( لباشو گذاشت رو لب ات )
+ ( با چشمای باز و شکه به کوک که چشماش بسته بود و بین ابروهاش اخم بود نگاه میکرد )
- ( جوری می‌بوسید که نشون بده ات مال خودشه با یه حس مالکیت خاصی می‌بوسید . خیلی محکم میخواست رد مالکیت خودش رو روی لبای ات جا بزاره)
+ ( ات که دیگه تسلیم جونگکوک شده بود چشم هاش رو بست و همکاری میکرد )
- ( بین بوسه هاش ناله هایی که از سر لذت بود سر میداد دستش که تا الان دور کمر ات بود رو برد بالا و گردنش رو گرفت و سرشو به خودش نزدیک کرد و محکم تر می‌بوسید بعد از ده مین کم کم لباش رو جدا کرد ولی فاصلشون همونطوری بود و نفسای گرمش رو توی صورت ات آزاد میکرد )
- خیلی خوشمزه ای بیبی
+( بدون هیچ حرفی خجالت زده سرش رو برد تو گردن کوک )
- ( ریز خندید ) یااا از من خجالت نکش نینی کوچولو ما قراره خیلی بیشتر از بوسه پیش بریم
+ عهههه جونگکوککککک
- خب راست میگم
+ عههه خو خیجالت میتشمممم ( بچه گونه )
- باشه دیگه نمیگم
+ هوم
- خب . بگو
+ چی بگم
- چیزی که من سالهاست منتظرشم
+ د.دوست دارم ( خجالت)
- من دوستت ندارم
+ چ.چی
- من عاشقتم
+ ( با مشت زد تو سینش ) ترسیدم فک کردم تا الان داشتی اذیتم میکردی
- توی این چند ثانیه فکر هم کردی
+ هوم
- ( محکم بغلش کرد) خب از این به بعد که من ددیتم باید به همه ی حرفام گوش کنی من برات قانون میزارم حتی اگه یکیشو زیر پا بزاری تنبیه میشی
+ حتما الان تمرینات سخت میدی بهم بعنوان تنبیه 
- نه با دیکم تنبیهت میکنم
+ جونگکوککککک
- جدی میگم
+ پس هیچوقت قانوناتو زیر پا نمیزارم که اون روز نرسه
- یکی از قوانین هم اینه که اگه خواستم باهات رابطه داشته باشم باید قبول بکنی و از من سرپیچی نکنی
- بریم پایین وقتی رفتیم پایین گوشه مبل می‌شینی و من کنارت میشینم نباید کسی کنارت بشینه
+ چشم
- آفرین بیبی
فلش بک به موقع شام ~~
( جونگکوک و ات کنار هم نشسته بودن )
پدر کوک رو پ.ک نشون میدم مادر کوک م.ک پدر ات پ.ا  مادر ات م.ا
پ.ک تهیونگ دیگه وقتشه با دوست دخترت ازدواج کنی
ته : این چند وقت داشتم بهش فکر میکردم و فکر کنم دیگه وقتش باشه
م.ک کوک تو نمی‌خوای دوست دخترتو بهمون معرفی کنی
- ( دستش رو گذاشت رو رون ات ) به موقعش مادر جان
پ.ا خب پسرم چند ساله میگی دوست دختر داری چرا معرفیش نمیکنی
- عمو جان  دوست دخترم باید برای آشنا شدن با شما آمادگی داشته باشه یا نه
پ.ا درست میگی پسرم ولی دیگه حدود پنج سال شده
- سعی میکنم این هفته اینکارو بکنم
پ.ا پ.ک خوبه
م.ک جیمین پسرم تو چی
جیمین : راستش از یکی خوشم میاد ولی هنوز بهش نگفتم
- ( دستش رو رون ات سفت شد)
دیدگاه ها (۲۶)

پارت چهاردهم ات. صبح حدود ساعت ۹ بود که با درد زیر شکم از خو...

تا وقتی هفت نفر کنارم هستند( فصل ۳)

تک پارتی»»»وقتی ات خوابه با جنکوک..معرفی کسایی ک داخل رمان ه...

#تک‌پارتی تک‌پارتی‌Jungkook«بخاطرت‌دنیا‌رو‌به‌اتیش‌میکشم‌عرو...

چهار پارتی✨ساعت پنج عصر بود و سالن تکواندو تقریباً پر شده بو...

شب تولدم پارت 15ات: هی چیکار میکنی جونگ کوک: خیلی خوشگلی پرن...

Forbidden love①(عشق ممنوعه) تق تق تقا/ت: کیهچانی: چطوری کوچو...

پارت ۳ اشتباهی آپ شده جابه جا شدنوقتی یهو p4 جیمین : کوک (...

part fifteen ::🍦🍫🍦🍫🍦🍫🍦🍫🍦🍫🍦🍫🍦🍫🍦🍫ا.ت با تعجب به مایکی نگاه کرد...

تکپارتی (درخواستی)هوا سنگین بود.ا/ت کنار پنجره ایستاده بود و...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط