{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

پارت66

پارت66
رمان از زبان رایان*&*
رسیدیم خونه سارا هنوزم خوابه این عادتش هنوز هستش
گونهشو ناز کردم یه تکون کوچیک خورد
هنوز خواب بیشتر دوست داره
سارا:رسیدیم
من: اوهوم
درو باز کرد رفت بیرون چمدونشو برداشتم
من: برای دوروز دوتا چمدون برداشتی
با حرص سارا:می خواهی برگردم
من: نه بابا اما مگه چی اوردی
سارا :سوقاتی
من: عاشق سوقاتی ساراجونن
رفتیم تو
رمان از زبان سارا*&*&
رفتیم تو که مامان نرگس با دست باز اومد بقلم کرد
مامان نرگس:من قربون تو برم خوش اومدی به خونه خودت
بابا رامین: خوش اومدی
من: ببخشید مزاحمتون شدم
بابا رامین:دیگه این حرف نزن حالا به من بقل نمیدی
رفتم بغلش کردم چقدر دلم براشون تنگ شده بود
بابارامین:هی خدا بس بگو چرا خونه اینقدر روشن شده پرنس اومده به قصرش
رایان: بله دیگه تازه اومدش به باز کهنه شدش دل ازار
مامان نرگس:چمدونشو ببر بالا زر علیکی بزنی پرت می کنم ده حیات تو امباریاا
رایان یه سر به عنوان تسوف تکون داد داشت می رفت
من: چمدون مشکی بزارش پایین
بابا رامین:چرا گلم
من: سوغاتی تونه
مامان نرگس:چرا زحمت کشیدی وای خدا غذام سوخت
همه خندیدن رفتم
رفتم بالا لباس عوض کنم یه شروار گشاد مشکی با یه تیشرت قرمز یه شال قرمز پوشیدم دمپای قبلیم اینجا بود پوشیدم رفتم پایین اقا رایان بابا نشسته بودن رو مبل چمدونم وسعتش
من: چه خبر
بابا:بیا بازش کن دیگه مردیم از کنجکاوی
همه دور هم نشسته بودیم چمدونو باز کردم
مامان:این همه برای ما
من: اوهوم
خب یه پیراهن مجلسی زرشکی برداشتم دادم به مامان نرگس
مامان:وای چقدر جیگر
من: بعدیم
یه تیشرت مردونه سفیدم دادم به بابا
بابا:دمت گرم
من: بابا جون راز بدن رو فرمت چیه
بابا: خب خب نمیشه گفت
لعنتی تو این سن بدنش رو فرم بود
حالا یه شال حریر و کفش و پیراهن دادم به مامان نرگس یه سرویس مردونه به بابا رامین
رایان: من چی بس
مثل بچه ها بغض کرده بود بمیرم برات
خب یه سرویس گردبند و دسبند و انگشتر مردونه رنگ نقری دادم بهش
رایان: همین
بابا:خاک تو سرت خجالت بکش
رایان: چرا به شما چیا دادش
من: مونده
یه تیشرت که با من ست بود دادم بهش با ست ورزشی
رایان: حالا شد
مامان:پاشین بریم نهار
نهار قرمه سبزی داشتیم یهو صدای سگ اومد
من: سگ دارین
مامان:برای رایانه
من: من نهارمو خوردم با اجازه
دویدم به حیاط قصری اصلا لعنتی یه سنگ پشمالو مشکی بود دلم براش ترکید
من: تو چقدر ملوسی اسمت چیه
رایان: انا خانم
من: اسم منو گذاشتی
رایان: اسم تو ساراس
من: خیلی بیعشوری
رایان: یه بار دیگه بگو
من: بیشعع
با کاری که کرد حرفم خفه شد لباشو گذاشته بود رو لبام می بوسید هلش دادم عقب
من: گرگم هستی
رایان: گرگ فقدر برای دلربای خودم
لب خند زدم
دیدگاه ها (۱۴)

رمان :«پسر عموی جذابم»part:10ویو «علی»از دانشگاه اومدم خونه ...

رمان: قلب در تاریکی

دختری که از سرنوشت فرار کرد ۱۲

part 2کنار رفت و آروم قدم برداشتم.. قبلش بهش شب بخیر گفتم و ...

#عشق در نگاه او part 4ویو سالی رفتم رو تخت دراز کشیدم همش دا...

پارت۵

KIM V

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط