پارت شانزدهم
از زبا سویونگ
واقعا باورم نمی شه کوک همچین عدمی باشه چه جور دلش اومد به من پیشنهاد
اینکه دوست دخترش بشم رو بده بعد با یکی دیگه باشه
نکنه کوک مثل اون عوضی ها باشه که یک دفعه گوشیم زنگ خورد
از زبان کوک
وای چقدر دلم برای سویونگ تنگ شده برم بهش زنگ بزنم که دیدم گوشی رو قطع کرد یعنی چی چه خبره چرا بر نمی داره اونکه هیچ و قت تماس منو رد نمی کرد شاید اتفاقی افتاده بهتره برم پیشش
از زبان دختر عموی کوک
باید یه کاری کنم کوک هم از سویونگ بدش بیاد ولی کوک به این راحتی ها که گول نمی خوره حالا یه کاریش می کنم
که دیدم کوک سوییچ ماشین رو برداشت و داشت می رفت
دختر عموی کوک ـ هی کو وایسا صبر کن کجا می ری نگو که داری می ری پیش اون هرزه
کوک ـ اسم خودت رو روی اون نزار
دختر عموی کوک ـ من که دروغ نمی گم خودم دیدم اون هر شب زیر یکی
کوک ـ اون حتی بار هم نمی ره چه برسه به این کارا
د /ک علامت دختر عموی کوک
د/ک ـ باشه برو ولی یادت باشه کی بهت اینو گفتم
از زبان کوک ـ
این دختر دیگه دیوانه شده
با تمام سر عتم رفتم رفتم به طرف خونه ی سویونگ
در زدم ولی باز نمی کرد که یک دفعه به گوشیم زنگ هورد و بعد جپاب دادم سویونگ بود
کوک ـ الو سویونگ تو یی چرا در رو باز نمی کنی
سویونگ ـ کوک ساکت باش حتی نمی خوام صدات رو بشنوم اون دختر همه چیز رو بهم گفت نمی خواد انکار کنی و قتی بهت زنگ زدم یه دختر دیگه گوشی رو برداشت
تو که...
واقعا باورم نمی شه کوک همچین عدمی باشه چه جور دلش اومد به من پیشنهاد
اینکه دوست دخترش بشم رو بده بعد با یکی دیگه باشه
نکنه کوک مثل اون عوضی ها باشه که یک دفعه گوشیم زنگ خورد
از زبان کوک
وای چقدر دلم برای سویونگ تنگ شده برم بهش زنگ بزنم که دیدم گوشی رو قطع کرد یعنی چی چه خبره چرا بر نمی داره اونکه هیچ و قت تماس منو رد نمی کرد شاید اتفاقی افتاده بهتره برم پیشش
از زبان دختر عموی کوک
باید یه کاری کنم کوک هم از سویونگ بدش بیاد ولی کوک به این راحتی ها که گول نمی خوره حالا یه کاریش می کنم
که دیدم کوک سوییچ ماشین رو برداشت و داشت می رفت
دختر عموی کوک ـ هی کو وایسا صبر کن کجا می ری نگو که داری می ری پیش اون هرزه
کوک ـ اسم خودت رو روی اون نزار
دختر عموی کوک ـ من که دروغ نمی گم خودم دیدم اون هر شب زیر یکی
کوک ـ اون حتی بار هم نمی ره چه برسه به این کارا
د /ک علامت دختر عموی کوک
د/ک ـ باشه برو ولی یادت باشه کی بهت اینو گفتم
از زبان کوک ـ
این دختر دیگه دیوانه شده
با تمام سر عتم رفتم رفتم به طرف خونه ی سویونگ
در زدم ولی باز نمی کرد که یک دفعه به گوشیم زنگ هورد و بعد جپاب دادم سویونگ بود
کوک ـ الو سویونگ تو یی چرا در رو باز نمی کنی
سویونگ ـ کوک ساکت باش حتی نمی خوام صدات رو بشنوم اون دختر همه چیز رو بهم گفت نمی خواد انکار کنی و قتی بهت زنگ زدم یه دختر دیگه گوشی رو برداشت
تو که...
- ۲۴.۱k
- ۱۱ اردیبهشت ۱۴۰۲
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط