🌗🌿🌗🌿🌗🌿🌗🌿🌗🌿

🌗🌿🌗🌿🌗🌿🌗🌿🌗🌿
🌗🌿🌗🌿🌗🌿🌗🌿
🌗🌿🌗🌿🌗🌿
🌗🌿🌗🌿
🌗🌿

#پارت۲۱
🌗🌿دانشجوی لجباز من🌿🌗

#امیر
_به به دیانا خانم
چقد خوشگل شدید امروز
#دیانا
امروز اصلا حوصله بحث نداشتم
یه سر تکون دادم
گفتم
:ببخشید میای این طرف میخوام برم سر کلاس
#امیر
چشم تو جون بخواه
#دیانا
بدون توجه بهش رفتم سر کلاس
ستی با دیدنم لبخندی زد
رفتم پیشش
#ستی
سلام دیانا چطوری
#دیانا سلام قربونت تو چطوری
#ستی برای آزمون امروز آماده ای؟
#دیانا وااایییی نگو نه اصلا
ستی بهم برسون
#ستی هواتو دارم دادا
#دیانا مشتی هستی
#ستی مخلصیم
#دیانا
دوتامون زدیم زیر خنده
تنها کسی که حالمو خوب میکنه ستی
خیلی خوشحالم که دارمش
ارسلان وارد کلاس شد
یه اخم خیلی جذاب کرده بود

با یه سلام و احوال پرسی جدی
حضور و غیاب کرد
و گفت
:جابه جا بشید امتحان داریم
خانم رحیمی جاتون با خانم سعیدی عوض کنید
لعنت بهش منو فرستاد ته کلاس
با اخم و چشم غره بهش نگاه کردم
رفتم ته کلاس
🌗🌿🌗🌿🌗🌿🌗🌿🌗🌿🌗🌿🌗
دیدگاه ها (۱۶)

رمان:(تا وقتی که عاشقت شدم )

پارت ۱۷∆ اینکه توئم دوسم داری × آره ولی نمیشه .. داداشم ∆ خب...

پدر خوانده فصل دو

پارت ۳۱🌧️ ویو آتبا هیون‌وو داشتم می‌رفتم سمت کلاس که صدای ته...

ترکشِ عشق (The Arrow’s Remnant)chapter:2P.2کانگ وو:چرا بهم چ...

#عشق در نگاه او part 8%هعی چرا نگاش می کنین برین سر کارتون +...

Cruel Love.پارت ۳ویو آنجلینا :. صبح زود بیدار شدم و خوابم نم...

ممنون که میخونی این داستان واقعی نیست

لارا:من برم دیگهکوک:خجالتم خوب چیزیع ته: باور کن ت ......کوک...

فیک تهیونگ

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط