فسقلی من

پارت ۱۱
رفتم توی بغلش و اون محکم بغلم کرد. حس آرامش خیلی خاصی داشت یه نگاه به سیکس پکاش کردم اصن کف کردم
+چند وقته باشگاه میری؟
_از بدو تولد
+مسخره جدی میگم
_خب..یادم نیست ولی فکر کنم از راهنمایی میرفتم
+عررررر چقدر خوشبختم همچین دوست پسری دارم!
_منم خیلی خوشحالم یه فسقلی دوست دخترمه!
+ایشششش اصلا نمیشه بهت ابراز محبت کرد
_چرا؟
+چون که خیلی نمک میریزی!
_باشه بابا حالا مگه چیشده
+دوستت دارم
_من دوستت ندارم
+چرا؟🥺
_چون عاشقتم
+پدصگ خو مث آدم بگو!
بعد اون رفت حموم و من رفتم توی گوشیم توی اینستا بگردم. رفتم دیدم پسر عموم جیهو که از بچگی روش کراش داشتم پست گذاشته. با ذوق رفتم نگاهش کنم دیدم عه اونم داخل پاریسه زیرش کامنت گذاشتم
"منم توی پاریسم ❤"
بعد از چند دقیقه اونم برام کامنت قلب گذاشت . گوشی ذو گذاشتم کنار و پتو رو کشیدم سرم و خوابیدم


"۳ ساعت بعد"
از خواب بیدار شدم و با صورت کیوت تهیونگ مواجه شدم یه بوس کوچولو سر لپش گذاشتم و رفتم تا آماده شم برای عکس برداری
تهیونگ از خواب بیدار شد
_بیب..کجایی؟* خوابالو*
+پاشو حاضر شو الان دیرمون میشه
_مگه میخوایم بریم کجا؟
+عکس برداری دیگه!
_باشه غر نزن
لباسی که طراحی کرده بودم یه کت و شلوار زنونه که کتش کراب کت بود و برای پسر هم یه کت و شلوار ولی کتش بلند بود و رنگ دوتاشون مشکی بود طراحی کرده بودم البته یه حاله سفید هم داخل پارچش بود



موقعیت: عکس برداری سلین
کلی ژست های مختلف میگرفتم و همشون هم کاپلی بودن
عکاس:خانم کیم لطفا به شونه راستتون نگاه کنید !
نگاه کردم
عکاس:آقای کیم شما هم دستتون رو به حالت چارچوب در بزارید!
اونم گذاشت و..
چلیک!
عکس رو گرفت





سید موسی هوسوک میفرماید:
بازنشر کنید تا به آرزو هایتان برسید🤝*
دیدگاه ها (۹)

پنهان عشق

در جست و جوی خاطرات پارت ۲۰

تکپارتی درخواستی#وقتی میگیم یونگی میشه برام عروسک بگیری ؟ 🎀ب...

رومان عشق پنهانی (پارت1)

چند پارتی (درخواستی)

اونا به خودشون میگن پدر ولی هنوز بنگ چان رو ندیدن..آپدیت تیک...

Part ³²ویو لیلی جواب دادم عجب اونوقت پسرا چی کار میکنن ؟!_ ی...

/عشق فراموش شده/[p7] ...

فیک تهیونگ مافیایی اص*مات

رمان :تا وقتی که عاشقت شدم -------part:25

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط