Love with die

Love with die
Part ۱۸
*
ا/ت؛ آخیششش خوابیدن
کوک: یورا و سول هم خوابیدن
ته: بیاین بازی کنیم
ا/ت: هوم بعدش بچها بیدارشن.. دوباره..
جیمین:یک سوال اساسی.. ملت خودشونو میکشن تا دوقلو داشته باشن شما سه سوته..زارت چهارقلو( زدن زیر خنده)
کوک؛ عزیزم..گودرتتت
ا/ت:😂
جیمین: حالا خوبع فلج بودی..فلج نبودی چی میشد ؟😂
ا/ت: هعیی..میدونی آخه من ژنش رو داشتم..دوقلویش رو..ولی چند قلو رو نه😂
ته: عزیزم این‌یکی به گودرتتت بود نه ژن
ا/ت: پشت سر بچهام حرف نزنید جرتون میدم😂
ته: نظرتون چیه بریم بیرون؟
ا/ت: آخه بچه ها خوابن!
جیمین: نه بمونیم بهتره
ا/ت: شما پسرا برید
جیمین: من که باید برم پیش آنیا
جیهوپ: منم پیش هانا
ا/ت: راستی تهیونگ لیا گفتش که بهش زنگ بزنی
ته: برای چی؟
ا/ت: خواستگاری😈
ته: خنده محو*
کوک: من و ته و نامجون رفتیم پیاده روی ا/ت هم موند پیش بچها جین و یونگی هم رفتن بخوابن
نامجون: من و آنا بهم میایم؟
کوک: میخوای درخواست بدی؟
نامجون: آرع
کوک: قبول میکنه
نامجون: :)
ته: میخوایید اصلا یک کاری کنیم هماهنگ کنیم بریم ویلا
نامجون: پس جین و یونگی چی؟
کوک: اونها هم بیان خب
نامجون: خیلی خب باشه
دیدگاه ها (۳)

تهیونگ :خب تو هم میتونی اینجا بمونی خونه ی بزرگی هست که ا/ت ...

«آرامش» پارت: 4«داستان: شروع شرط بندی و ماجرا ها»ته. تقصیر ت...

(دلداده) ✰✰ویو ا/تبعد از اینکه غذا رو خوردیم، تصمیم گرفتیم ب...

💜 آرمیِ دردسرساز | پارت دومروز بعد | ساعت ۸ شبجونگ‌کوک پشت م...

Forbidden love①(عشق ممنوعه) تق تق تقا/ت: کیهچانی: چطوری کوچو...

True Love②⑨شب تهیونگ: ببخشید مزاحم شدم م.ب:این چه حرفیه خوش ...

تمرین تقریباً تموم شده بود و ات با تمام توانش سعی می‌کرد آخر...

یونگی ویوکانگ لی رفت بیرون معلوم بود ا/ت میخواد گریه کنه آخی...

«قراردادسیاه»صبح روز بعد، ا/ت با صدای ضربه‌ای آرام به در اتا...

شاگرد لوس من

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط