{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

ازم پرسید:تاحالا عاشق شدی؟گفتم اره گفت چندبار؟ گفتم یک با

ازم پرسید:تاحالا عاشق شدی؟گفتم اره گفت چندبار؟ گفتم یک بار.
گفت پس میدونی عشق اول هیچوقت از یاد نمیره؟گفتم اره مطمئنم.
گفت چجوری باهاش اشنا شدی؟گفتم از بچگی باهاش بزرگ شدم تاچشم باز کردم تا الان اوونو دیدم.گفت باهاش در ارتباطی؟؟؟گفتم اره همیشه باهمیم.بغض کردم ک گفت بهش میرسی؟؟؟اشکم سرازیر شد گفتم اره.گفت منم عاشقم خیلی میخواستمش،زیبا بود ولی نرسیدیم...
گفت خوش بحاله عشقت چقد خوشبخته ک تو رو داره واینقد عاشقشی.
گفتم من خوشبختترم ک اون عاشقمه.
گفت حالا کی هست اسمش چیه؟خوشگله؟؟؟گفتم مطمئنم از عشقه تو خوشگلتره.اسمش رحمان رحیم حمید و زیاده اسماش ولی من صداش میزنم خدااااااااااااااااااااااا
کپی کردم به عشق اونی که همیشه هوامو داره.
خدایااااا عاشقتم.....
دیدگاه ها (۵)

part ۷

رمان :قرارداد سرنوشت

𝓢𝓽𝓾𝓫𝓫𝓸𝓻𝓷 𝓝𝓾𝓻𝓼𝓮𝑷𝒂𝒓𝒕 𝟏𝟑جیمین چند ثانیه هیچ حرفی نزدصدای لیا دو...

★دستبند ما؟!...p²پدرم بعد مکثی لبخند زد و گفت:"پس جواب بده ع...

ماهِ لورنزو 🌙🥀لورا تو پارک منتظر مونا بودم گفته بود داداشم ر...

Multi-Part: 7When you were pregnant, you went to the gym wit...

پارت سوم | بدون شکرسه روز گذشته بود.لیانا طبق معمول وارد کاف...

وقتی داداش ناتنیت بود...پارت نهمویو اتچند روز از مرگ پدرم گذ...

🕯 𝖌𝖔𝖑𝖉𝖊𝖓 𝖇𝖗𝖔𝖜𝖓 | قَهوِهـ اےِ طَلایـے🤎 𝖕𝖆𝖗𝖙 ³ | پارتـ ³📜 𝖕𝖔𝖛 ...

رمان آغوشی از جنس خطر پارت ششم ۶

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط