...

...
وقتی کبوتران حرم چرخ می زدند
یک بغض کهنه توی گلو داشت می شکست
آهسته گفت: من که کبوتر نمی‌شوم!
اما دلم به دیدن گلدسته‌ات خوش‌ست
.
.
.
دیشب در #دعای_کمیل حرم به یاد همه بزرگواران بودم...
دیدگاه ها (۴)

.یاد نبودنت که می افتم دلم گریه می خواهد گریه ای از ته دل تا...

*🐥 «نمی‌دونم داری چی می‌گی، ولی همین که می‌بینمت برام کافیه....

پارت 32🎀🦋 ویو آت 🦋🎀آت: بیا دیگه!ته: باشه. 😐🚗 توی ماشین...هیو...

dark life = 43ات کتاب رو بست. «چی؟»تهیونگ بلند شد و دستش رو ...

The Remains of Love پارت اولساعت حدود هشت صبح بود. ات روی مب...

#برادر ناتنی من

₊˚⊹ 𝑺𝒆𝒂𝒔𝒐𝒏 𝑻𝒘𝒐 ⊹ 𝑷𝒂𝒓𝒕 𝟎𝟏 ⊹˚₊𐙚🌷 ویو آت | فرودگاههشت سال...هش...

ویو هان :_ات خواهش میکنم می دونم ناراحتی ولی من بیشتر ناراح...

Like Swan 🦢#like_swan𝑃𝑇25ویو هویج:حیاط هنوز شلوغ بود. اما بر...

Destiny part 20

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط