دوپارتی
دوپارتی
قسم میخورم که مراقبش باشم
_ امروز به قدری زیبا و رویایی بود که هنوزم باورم نمیشه تو همسرم شدی ، اصلا انگار یک خواب بوده
+ ولی تو بیداری
_ امروز خیلی زیبا شده بودی ها اصلا لحظه اولی که دیدمت احساس کردم یک فرشته جلومه
+ اونقدرا هم خوب نبودمم
_ ولی من فقط تو چهره ی تو زیبایی میبینم
خندیدی و رسیدید به خونه
وارد خونه شدید و به سمت اتاق مشترکتون رفتین
سعی داشتی لباست رو دریاری و بلخره بعد از ساعت ها تحمل این لباس از شرش خلاص شی و یک لباس راحتی جایگزینش کنی اما دستت به زیپ لباست نمیرسید پس مجبور شدی از هیون کمک بگیری
+ هیون میشه بیای کمکم ؟ دستم به زیپ نمیرسه
_ الان میام فرشته
همیشه از اینکه برای صدا زدنت از صفت های زیبایی استفاده میکرد خوشحال بودی
هیون اومد پیشت و کمکت کرد تا زیپت رو باز کنی
+ خب دیگه میتونی بری
_ کجا برم ؟
+ بیرون میخام لباسمو عوض کنم
_ فرشته کوچولو مثل اینکه یادت رفته من شوهرتم ؟ و امشب شبه خاصیه برامون ، اگه تو سرته که بخای دست به سرم کنی و از زیرش در بری مثل همیشه باید بگم که امکانش نیست و هیچ بهانه ای هم پذیرفته نمیشه زیبا
بهت اجازه ی پاسخ نداد و اروم و نرم شروع به بوسیدن لبات کرد ، در همین حین اروم استین های لباست رو به سمت پایین هدایت میکرد و دستش رو روی انهنا های بدنت میکشید و از نرمی پوست بدنت لذت میبرد
_ به قدری فوق العاده ای که هر لحظه بیشتر معتاد و دیوونت میشم ..
سرش رو توی گدرنت فرو برد و شروع به بوسیدن و گرفتن گاز های ریزی از گردنت کرد ..
_ هر حرفی داری میتونی الان بهم بزنی چون فردا از شدت گرفتگی صدات نمیتونی صحبت کنی پری کوچولو
قسم میخورم که مراقبش باشم
_ امروز به قدری زیبا و رویایی بود که هنوزم باورم نمیشه تو همسرم شدی ، اصلا انگار یک خواب بوده
+ ولی تو بیداری
_ امروز خیلی زیبا شده بودی ها اصلا لحظه اولی که دیدمت احساس کردم یک فرشته جلومه
+ اونقدرا هم خوب نبودمم
_ ولی من فقط تو چهره ی تو زیبایی میبینم
خندیدی و رسیدید به خونه
وارد خونه شدید و به سمت اتاق مشترکتون رفتین
سعی داشتی لباست رو دریاری و بلخره بعد از ساعت ها تحمل این لباس از شرش خلاص شی و یک لباس راحتی جایگزینش کنی اما دستت به زیپ لباست نمیرسید پس مجبور شدی از هیون کمک بگیری
+ هیون میشه بیای کمکم ؟ دستم به زیپ نمیرسه
_ الان میام فرشته
همیشه از اینکه برای صدا زدنت از صفت های زیبایی استفاده میکرد خوشحال بودی
هیون اومد پیشت و کمکت کرد تا زیپت رو باز کنی
+ خب دیگه میتونی بری
_ کجا برم ؟
+ بیرون میخام لباسمو عوض کنم
_ فرشته کوچولو مثل اینکه یادت رفته من شوهرتم ؟ و امشب شبه خاصیه برامون ، اگه تو سرته که بخای دست به سرم کنی و از زیرش در بری مثل همیشه باید بگم که امکانش نیست و هیچ بهانه ای هم پذیرفته نمیشه زیبا
بهت اجازه ی پاسخ نداد و اروم و نرم شروع به بوسیدن لبات کرد ، در همین حین اروم استین های لباست رو به سمت پایین هدایت میکرد و دستش رو روی انهنا های بدنت میکشید و از نرمی پوست بدنت لذت میبرد
_ به قدری فوق العاده ای که هر لحظه بیشتر معتاد و دیوونت میشم ..
سرش رو توی گدرنت فرو برد و شروع به بوسیدن و گرفتن گاز های ریزی از گردنت کرد ..
_ هر حرفی داری میتونی الان بهم بزنی چون فردا از شدت گرفتگی صدات نمیتونی صحبت کنی پری کوچولو
- ۴۷.۴k
- ۰۲ آبان ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۷)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط