{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

جوکر (هیث لجر) : [به ریچل در حالی که چاقو را بر روی صورت

جوکر (هیث لجر) : [به ریچل در حالی که چاقو را بر روی صورت او نگه داشته]
می دونی زخم های صورتم برای چیه؟
من یه همسر داشتم... زیبا بود، مثل تو.
کسی که بهم می‌گفت من زیادی نگرانم... و باید بیشتر لبخند بزنم.
کسی که قمار بازی می‌کرد و ﻳﻪ ﻋﺎﻟﻤﻪ بدهی ﺑﺎﻻ ﺁﻭﺭﺩﻩ ﺑﻮد.
یه روز طلبکارا صورتشو خط خطی کردن،
و ما پولی برای جراحیش نداشتیم، اون نمیتونست تحمل کنه،
ﻣﻴﺨﻮﺍﺳﺘﻢ ﺑﺪﻭﻧﻪ ﮐﻪ ﺯﺧﻤﺎﺵ برای من ﺍهمیتی نداره،
پس... یه چاقو گذاشتم تو دهنم و این کارو کردم... با خودم!
و میدونی چی شد؟ اون دیگه تحمل دیدنمو نداشت... و ترکم کرد.
حالا من جنبه بامزه قضیه رو می‌بینم...
حالا همیشه لبخند می‌زنم!


شوالیه تاریکی (۲۰۰۸) _ کریستوفر نولان
دیدگاه ها (۵)

### پارت ۱۰ (پایان): میراثِ نور در قابِ خاطراتسه سال. انگار ...

بهار بدون تو

dark life = 27

𝓕𝓪𝓵𝓵𝓲𝓷𝓰 𝓵𝓸𝓿𝓮 𝓪𝓰𝓪𝓲𝓷 𝓪𝓷𝓭 𝓪𝓰𝓪𝓲𝓷①⓪_بخش دوم_ناگهان دست های کوچکی ...

پارت هشتم همین حرف جونگ‌کوک مثل یه تیر خورد وسط قلب نامجون. ...

### پارت ۱۰: گلوله‌یِ سوم«من انتخابم رو کردم، تهیونگ!»فریادِ...

╔═══.·:·.💜.·:·.═══╗🌙 ویو آتچند ثانیه ساکت موندم و به جیهوپ خ...

𝖕𝖆𝖗𝖙۲۳از آن شب، همه چیز عوض شد.روزها، لیسا همان محافظ سرد بو...

پارت ۱۷ : خب فکر کنم عاشقت شدم! will,i fill i love you

گرگ و بره کوچکپارت ۳اتاقِ خوابِ تهیونگ مثلِ خودش بود؛ سرد، م...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط