شب رویایی من pاخر

شب رویایی من pاخر
* هعی داری چیکار میکنی منو بزار زمین میتونم راه برم
_ اگه میخوای که دوتامون نیوفتیم و اسیبی نبینیم لطفا تکون نخور
و بعدش روی صندلی جلویی تون گذاشتت و روبه به روت زانو زد و باز اون لبخند قشنگ رو تحویلت داد و مچ پات رو گرفت..
* هعی داری چیکار می...
حرفتو قطع کرد و لب زد،: خداروشکر پات فقط تاول زده و یه کوچولو ورم کرده باید مراقب خودت باشی و این وقت شب نباید بیرون باشی خانم کله مشکی من برای خواهرم یه دمپایی ابری خریده بودم ولی انگار تو بیشتر از اون به این احتیاج داری
کیسه ای سیاهی رو بهت داد و کتش رو روی شونه هات انداخت و بدون هیچ حرفی فقط با یه لبخند خداحافظی کرد و رفت اولین بار بود که کسی اینطوری باهات حرف میزد و رفتار میکرد برات عجیب بود و هم انگار هم امشب قراره برات یه شب رویایی و خاطره ساز بمونه و کنجکاو بودی کی میتونی باز اون مرد عجیب رو ملاقات کنی مردی که یهویی سرکلش پیداشد و باعث شد درموردش کنجکاو بشی
دیدگاه ها (۶)

عنوان: به عنوانِ دوست پسرت (یوتا اوکوتسو)وقتی با هم راه می‌ر...

سناریو دازای

*🩷 𓂃 ࣪˖ ִֶָ🦋اون شب، جیمین شمع‌ها رو فوت کرد.🎂و درست همون لحظ...

پارت‍ـــ.. ــ۴ــ«رقص سایه ها»کامیل پوزخندی زد و گفت : ...

شاهکاری به نام دروغ

پارت چهارم معرفی کتاب وقتی که از ماه زاده شد 🧊رفتم اتاق سریم...

چند روز از تصمیم ات برای موندن گذشته بود.رابطه‌شون دیگه مثل ...

Cold melody part 10صبح شد، اما نه اون صبح‌هایِ درخشان. استود...

سناریو سانزو پارت 3

୨୧ ─────────────── ୨୧𝑷𝒂𝒓𝒕 𝟏𝟔 🎧🖤𓂃 ࣪˖ ִֶָ «این یکی رو فقط برای...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط