ات» با استایلی شیک، مدرن و یه جور نگاهی که انگار اصلاً از
ات» با استایلی شیک، مدرن و یه جور نگاهی که انگار اصلاً از این وضعیت راضی نیست، وارد کافه شد. اون هم مثل جونگکوک، اصلاً دلش نمیخواست توی این بازیِ بزرگِ خانوادهها گیر بیفته. وقتی نگاهشون به هم افتاد، نه مثل فیلمهای عاشقانه، بلکه مثل دو تا آدم که توی یه تله گیر افتادن، به هم خیره شدن.
جونگکوک زیر لب گفت: «پس این همون دختریه که قراره زندگیم رو بهم بریزه؟»
و «ات» هم با نگاهی که میگفت “من هم به اندازه تو از این وضعیت شاکیم”، فقط سرش رو تکون داد.
قرار بود از همین لحظه، زندگیِ دو نفر که هیچ شباهتی به هم نداشتن، به هم گره بخوره.
جونگکوک زیر لب گفت: «پس این همون دختریه که قراره زندگیم رو بهم بریزه؟»
و «ات» هم با نگاهی که میگفت “من هم به اندازه تو از این وضعیت شاکیم”، فقط سرش رو تکون داد.
قرار بود از همین لحظه، زندگیِ دو نفر که هیچ شباهتی به هم نداشتن، به هم گره بخوره.
- ۱۸۳
- ۰۳ آبان ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۴)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط