{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

مرورگر شما از پخش ویدیو پشتیبانی نمی‌کند.

پلیس من...p4

𝕄𝕪 𝕡𝕠𝕝𝕚𝕔𝕖

تهیونگ: باشه، الان کجا میری؟

کوک: اول میریم اداره من کارامو کنم بعد میریم خونه تو وسایلتو برداری و بعدش میریم خونه من


...تهیونگ: باشه

به اداره پلیس رفتن

کوک :پیاده شو

تهیونگ پیاده شد و کلاه رو در آورد و داد به جونگ کوک

ته(جای تهیونگ میذارم "ته"): منم باید بیام تو؟

کوک: همه اینجا بمون تا اون داداش روانیم بیاد دنبالت

ته: نه عمرا

کوک خنده اش گرفته بود گلوش رو صاف کرد تا خنده اش از بین بره: پس بیا تو

ته: باشه

هر دو وارد اداره شدن نگاه ها به سمتشون اومد
بیشتریا همونطوری به تهیونگ نگاه می کردن

جونگ کوک به اختیار اخم کرد ولی چیزی نگفت
دری رو باز کرد و وارد بخش خودشون شدن

کوک: تو برو روی صندلی بشین تا کارامو کنم

ته:باشه

تهیونگ رفت روی صندلی نشست با کنجکاوی به اطراف نگاه می کرد و هرازگاهی "جونگ وو" و تهدید اینکه دوباره بیاد سراغش توی ذهنش می یومد ولی سعی می کرد حواسشو پرت کنه

جونگ کوک بعد یه مدت اومد

کوک: چرا رنگت پریده!؟

نوشیدنی از یخچال برداشت و در اش رو باز کرد و سمت تهیونگ گرفت

ته: ممنون

آروم نوشیدنی رو خورد

کوک: کارام تموم شده دیگه می تونیم بریم

ته: اوهوم

بلند شد

با هم از اداره بیرون رفتن و سوار موتور شدن

کوک: خونه ات کجاس؟
تهیونگ آدرس اش رو گفت بعد یه ربع رسیدن

تهیونگ پیاده شد و کلید خونه اش رو از جیبش در آورد و در خونه رو باز کرد وارد خونه شد به اتاق اش رفت و کوله اش رو برداشت و چند دست لباس برداشت و دفتر طراحی و چند تا چیز دیگه برداشت و توی کوله اش گذاشت

وارد خونه شد به اطراف خونه نگاه کرد چشمش خورد به قاب عکس های روی دیوار که تهیونگ و خانواده اش بودن

یکی از قاب عکسای روی میز رو برداشت تهیونگ توی عکس لبخندی زده بود و مامانش رو بغل کرده بود

کوک: زیاد از حد خوشگله...(آروم)

شرط: بالای ۲۵ لایک

#تهیونگ
#جونگ_کوک
#تهکوک
#BTS
دیدگاه ها (۱۹)

شاگرد لوس من

تک پارتی تهکوک . ( هیچکدوم از اینها واقعی نیست )

🖤 غریبه‌ای که حس آشنایی داشتفصل دوم | پارت ۲۳ | «خانه‌ای که ...

معاملهp31ویو — یک‌ماهگی کیارشیک ماه از تولد کیارش گذشته بود....

پارت ۱۰ | انتقام شیرین! 😂ساعت ۸:۳۰ صبح، شرکت JK Groupجیمین ب...

𝐌𝐲 𝐄𝐭𝐞𝐫𝐧𝐚𝐥 | جاودانه‌ی من𝐏𝐚𝐫𝐭: 𝟓 ا/ت هنوز به ماشین سیاه خیره...

Heir of Light and Darknesspart : 16جونگ‌کوک تمام شب رو بیدار...

🖤 عروس مافیا | پارت دومعمارت جونگ‌کوک | ساعت ۹ شبا/ت وارد ات...

پارت ۶ 🖤با شنیدن حرف جونگ‌کوک، قلبم ریخت.— «چی گفتی؟ جیمین د...

🖤 پارت ۲۴ | «ردپا»کوک پرونده را بست.— «هیچ‌کس از این اتاق خا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط