چشم وا کردم از#تو بنویسم

چشم وا کردم از#تو بنویسم
لایِ در باز و باد می آمد
از مسیری ک رفته بودی داشت موجی از #انجماد می آمد
#رفته ای کوله پشتی ات هم نیست
#رفتی اما #اتاق پا برجاست
گیرم از یادِ هر دومان هم#رفت
خاطراتِ#چراغ پابرجاست
دیدگاه ها (۱)

«سجاده‌ای.که.خالی.ماند»کاش قبل از آن رفتن، دنیا برای لحظه‌ای...

قسمت ۲۷ — «مردی که نباید برگشته باشد» 🖤چراغ‌ها یک‌دفعه روشن ...

پارت ۱ساعت ۲:۴۱ بامداد بود.همه خواب بودند.تو هم خوابیده بودی...

🌱دکتر گفته نباید بهت فکر کنم گفته اگه عادت کنم به فکر نکردن ...

╭─────────────── 🎀 ───────────────╮✦ پارت ۸۷ | آخرین اجرای م...

سکوت 🖤🥀𓆩 پــارت سی‌ام 𓆪 🖤🥀اسما به عکس خیره مانده بود.ـ «یعنی...

پارت هجدهم شب عروسی آت. وای دخترا میکاپتون تموم نشد( آرایشگر...

رمان : فقط به من نگاه کن#𝗝𝘂𝘀𝘁_𝗹𝗼𝗼𝗸_𝗮𝘁_𝗺𝗲Part_18فصل نهم | هیو...

𐙚₊˚⊹ 𝑺𝒆𝒂𝒔𝒐𝒏 𝑻𝒘𝒐 ⊹ 𝑷𝒂𝒓𝒕 𝟎𝟐 ⊹˚₊𐙚🎀💗 ویو آت | مرکز خرید 💗🎀 بلاخر...

dark life =22

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط