{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

یک شبی مجنون نمازش را شکست /

یک شبی مجنون نمازش را شکست /

بی وضو در کوچه ی لیلا نشست /

گفت : یارب از چه خوارم کرده ای ؟ /

بر صلیب عشق دارم کرده ای ؟ /

مرد این بازیچه دیگر نیستم /

این تو و لیلای تو ، من نیستم /

گفت ای دیوانه ، لیلایت منم /

در رگت پنهان و پیدایت منم /

سال ها با جور لیلایت ساختی /
من کنارت بودم و نشناختی .
دیدگاه ها (۱)

.#دلیاخــــــــلاقم ...............    حکم ميکــــــنه.........

#موکل_خطرناک_من#رمان_درخواستی پارت 12ویو کوکبارون ...

˚୨୧⋆د؏ـوﺕ‌ﻧﺎﻣـه‌ی طَﻟـﺎﯾـی˚୨୧⋆ (Last Part)صبح روز بعد، نور...

رمان انتقام ازدواج کامل

پارت: 25 (بخش2) **زاویه دید: هیزل*عصر همان روز، هوا به طرز ا...

یک شبی مجنون نمازش را شکست بی وضو در کوچه ی لیلا نشست. گفت ی...

یک شبـی مجنـون نـمازش را شکست بی وضـو در کوچـه لیـلا نشست ....

یک شبی مجنون نمازش را شکستبا وضو در کوچه ی لیلا نشت گفت یارب...

یک شبی مجنون نمازش را شکست/ بی وضو در کوچه لیلی نشست/ عشق ان...

یک شبی مجـنون نمازش را شکست....بـی وضو در کوچه ی لـیلا نشست....

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط