ارن: بچه بودم قرار بود عمو لیوای اینا بیان خونمون مهمونی
ارن: بچه بودم قرار بود عمو لیوای اینا بیان خونمون مهمونی برا فقرا داشتیم،
بابایی گفت: عموت که اومد میری جلوش اگه شیرینی آورده بود، میگی عمو خودت شیرینی هستی، چرا شیرینی آوردی، اگه گل آورد، میگی عمو خودت گلی چرا گل آوردی...
منم گفتم باشه، خلاصه!
عمو اومد و دیدم واسه نذری یه گوسفند آورده!
من بچه بودم میفهمی؟؟؟
بچهههههههههه
بابایی گفت: عموت که اومد میری جلوش اگه شیرینی آورده بود، میگی عمو خودت شیرینی هستی، چرا شیرینی آوردی، اگه گل آورد، میگی عمو خودت گلی چرا گل آوردی...
منم گفتم باشه، خلاصه!
عمو اومد و دیدم واسه نذری یه گوسفند آورده!
من بچه بودم میفهمی؟؟؟
بچهههههههههه
- ۲.۹k
- ۰۱ آذر ۱۳۹۷
دیدگاه ها (۲)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط