تکپارتی هان

تکپارتی

#هان

وقتی به طور اتفاقی همو میبینین

علامتا

ات-

هان+

مامان ات*

ویو ات:
من ی دختر ۲۱ سالم و کارآموز میکاپم دیروز یی از بچهای سالن بهم گفت اخلاقت بده برای همین دوست پسر نداری منم خیلی از حرفش ناراحت شدم شایدم جدی جدی همینطور باشه من تاحالا دوست پسر نداشتم البته یکی داشتم مشت یونجون پسر مشت سوبین نوه هاج اقا پی دی نیم(جرررر🤣)یبار که رفته بودیم قرار بهم گفت بیا بهم بزنیم تو دختر لوسی هستی این واسه خیلی وقت پیشه من شونزده سالم بود اون موقع تازه داشتم رنگ و لایت یاد میگرفتم بچه بودم خو
Start🗡🦦
-داشتم از سالن میومدم ی پسریو دیدم با موهای قهوه ای،چشای مشکی بادومی،تپل و ریزه میزه ی سنجابم داشت رو سرش بود اون خیلی خوشگل بود میشه گفت عاشقش شدم میترسم دیگه نبینمش شبیح کارآموزای کیپاپ بود

-من اومدم مامان
*سلام دخترم امروز چیکارا کردی؟
-ی عروس اومده بود میکاپش کردم
*ایشالا خودت عروس شی
-ایشالا وایی نه نه من گقتم نه ازدواج کرده ها الان همه پشیمونن یکیش تو
*بدی هایی داشت ولی الان من تورو دارم
*برو لباستو عوض کن الان واست شام گرم میکنم

ویو ات:
سوتی بدی دادم اخه من همیشه میگفتم قصد ازدواج ندارم ولی نمیدونم چم شده بود احساس صبکی میکردم انگار که نیمه گمشدمو پیدا کردم اون پسر از همه سمت تایپم بود عضله ای،تپل،شبیح پسرای کیپاپ،سبزه،ریزه میزه از این میترسم دیگه نبینمش
پرش تایم صبح:
-صبحونمو خوردم لباسمو پوشیدم موهامو بستم که برم سالن
40 min ego
-شماره مامان کوش پیام بدم بگم رسیدم
+ببخشید
-بله
+این آب میوه مال شماس؟
-اره ممنونم که بهم گفتین

باورم نمیشه این همون پسری بود که دیروز دیدم نمیدونم بهش بگم من ازتون خوشم اومده یا نگم

-ببخشید اقا
+بله
-هیچی چیز خاصی نبود
+(خنده سنجابی)
³mouth ego
سه ماه همینطوری گذشت هرروز که میومدم سال اون پسرو میدیدم ی تحقیقاتیم کردم اسم اون پسر هان جیسونگه و کارآموز کافه طبقه پاینمونه هرروز که میومدم هرروز که میومدم سالن اون موقع این پایین دم در میموند سیگار میکشید گاهی اوقاتم گیتارشو میاورد یکم اونور تر رو نیم کت مینشست مینواخت امروز دیگه باید باهاش حرف بزنم

-ببخشید شما هان جیسونگید دیگه درسته؟
+اره
-خب جیسونگ میشه بریم جای خلوتی من خب ام میخوام یچیزو بهتون بگم
+لازم نیست بیا بریم تو کافه اونجا بشین من واست یچیزی که دوست داری میارم بخوری بعد میام پیشت میشینم اون چیزو بهم بگی
-نظر خوبیه
+پس بریم

واییی خیلی خوب بود تو اسانسور باهم خیلی لذت بخش بود

+خب چی دوس داری؟
-امریکانو دارین؟
+اره چه طعمی؟
-قهوه
+بهت نمیخوره نوشیدنی مورد علاقه منو دوس داشته باشی
-هه ههه
+بیا بریم یجاییو که من میگم
-ویو ره ره
+چی؟
-هیچی🤲🤣
+بشین اینجا منم میام الان
³min ego
+بفرما اینو خودم ریختم تو لیوان
-عه آفرین
+ههه
+خب چیزی شده؟
-خب جیسونگ ما ی چند وقتیه که همو میشناسیم،همو هر روز میبینیم
+خب ادامش
-خب من ی روز قبل از روزی که آب میوه ام رو از رو زمین برداری بهم بدی من تورو پایین پنجره دیدم داشتی گیتار میزدی و عاشقت شدم
+خب راستش منم فرداییش عاشقت شدم
-میتونم شمارتونو داشته باشم؟
+البته
+من چی؟
-ههه اره دیگه من داشته باشم توهم باید داشته باشی دیگه
+امریکانوت سرد میشه
-من سرد میخورم
+رو دلت میمونه
-بمونه
+عجب حاضر جوابی هستی
-هه
پرش تایم شب:
-خب من رفتم
(تاخخخخخ(صدا در))
+ات من میرسونمت
-نه لازم نیست
+هست
-ممنونم
+خواهش میکنم عزیزم
+خب برو بشین
-آخی چه نرمه
+از رو لپام ساختنش
-زارت
+ضبط روشن کنم؟
-اره
+این اهنگ مورد علاقه منه
-عه توهم هان جیسونگ گوش میدی؟
+من خودم یپا هان جیسونگم چی فک کردی بیبی گرل
دیدگاه ها (۳)

ات و جونگ‌کوک توی حیاط نشسته بودن.جونگ‌کوک مشغول حرف زدن با ...

پارت ۲دیگه مشخص نبود گریه کردم پس از دست شویی رفتم بیرون و د...

وقتی مریض بودی ولی …

- میگم میای بریم کافه تریا یک چیزی بخوریم + بریم من که کاری ...

پارت 29رمان عشق مدرسه ای ویو فردا صبح وقتی ات داشت برای مدرس...

درخواستیاز نفرت تا عشقPART: 1ویو ات: با صدای مامانم از خواب ...

My dady پارت①سانا: ات اتتتتت جواب سوال ۵ چی میشههات:...... س...

#عشق _بعد _نفرت پارت 13ات: اره نگران نباشید میام کوک: هر جور...

پارت چهار هانا: ممنون راستی خانواده من هم میانیونگی: آره میا...

پارت 18 رمان❤ عشق مدرسه ای ❤هیونجین: اها ویو ساعت 9 وقتی میخ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط