{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

پارت هفتم رمان ماه عسل 🌙

پارت هفتم رمان ماه عسل 🌙


وبه نام خدای که ماه عسل رمانم

را افرید 💖💖💖💖



تو باحال ترین و زیباترین مادر

دنیا هستی که نصیب من ترانه

گمشده شدی٠

وهردو به چهره هم دیگه نگاه

می کنیم و لبخند می زنیم و دست

دردست همدیگه از خونه خارج

می شیم٠


من به روی پله ها می ایستم و

مادر سوزان از پارکینگ ماشین

خودشو بیرون می یاره و من بدو

بدو می یام داخل ماشین و

جلوی ماشین نزدیک راننده


می شینم٠


مادر سوزان خیلی زیبا واروم رانند

گی می کنه و هردو درکمال ارامش


به فروشگاه می رسیم؛ وباخنده


ولذت از ماشین پیاده


#ملیحه دورانی#دعوا ممنوع بخاطر پست هام#بلاگر#ادبیات#دلبردورانی#تهران#
دیدگاه ها (۰)

پارت هفتم رمان ماه عسلبرمی دارم و به روی تخت درازمی کشم٠رمان...

پارت چهارم رمان ماه عسل 🌙بشم؟ منظورت چی؟ سوزان: منظورم اینکه...

پارت دوم رمان ماه عسل جلوی درعمارت که رسیدیم خانوممسن ومهربو...

پارت هفتم رمان ماه عسل 🌙🌺لبخند بزنم و جدی می گم: چشم؛ شما بی...

پارت سوم رمان ماه عسل 🌙خودم هم تعجب می کنم ٠خلاصه: شب خوبی ر...

پارت هفتم رمان ماه عسل 🏡🎤می شیم وداخل فروشگاه می شیم؛ به همه...

پارت پنجم رمان ماه عسلمی کنم و به سمت تلوزیون مییام و تلوزیو...

پارت ششم رمان ماه عسلخانوم هایی هم بودن که بعضی هامادر سوزان...

پارت دوم رمان ماه عسل 🌙می شیم؛ ان شا الله حالت هرچهزودتر خوب...

پارت هشتم رمان ماه عسل 🌙🎧🌷مادر سوزان: عزیزم هرنو تیپلباسی که...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط