نشستم کنارش،زیر چشمی نیم‌رخش‌و نگاه کردم‌کامل برگشتم سمتش

نشستم کنارش،زیر چشمی نیم‌رخش‌و نگاه کردم‌کامل برگشتم سمتش
گفتم: تو جذاب‌ و ناراحتی!
با چهره‌یِ پر از علامت سوال زل زد بهم ادامه دادم:
آدما دنبالِ همچین چیزین کسی که جذاب‌و ناراحته!
چون می‌تونن به این بهونه برن سمتش‌و دلداریش بدن مثلاً ، و بخوان بهش نزدیک‌تر بشن.
و از اونجائی که من هیچ‌جوره حال نمی‌کنم کسی به هردلیلی بهت نزدیک شه
نمی‌تونم ازت بخوام جذاب نباشی چون هستی همه‌جوره پس ازت می‌خوام حداقل ناراحت نباشی
حالا نمی‌دونم، شاید خیلیم ربطی نداشته باشه شاید همه‌جوره بخوان بهت نزدیک شن، که من می‌دونم چه‌جوری حسابشون‌و برسونم.
ولی به هرحال ناراحت نباش دیگه.
کلاً خوب باش همیشه باش، بزرگوار =)
دیدگاه ها (۱)

وقتی برای اولین بار میزننمون. #اد__jennie🎀#سناریو🐺 بنگ‌چانوس...

#سناریوموقعیت: وقتی از دستمون عصبانی‌ان و وقتی می‌خوایم از د...

𝑭𝒐𝒓𝒈𝒊𝒗𝒆 𝑴𝒆Part 25شوگا هنوز پشت شیشه اتاق ایستاده بود و نمی‌ت...

در خواستی یاندره از کازوتورا

سایه‌های قلبℙ𝔸ℝ𝕋 𝟝: حرف‌های ناگفتهروز بعد، ا/ت از ساختمان دا...

A Shadow Named You سایه‌ای به نام تو P.25(روایت از زبان ا.ت)...

صبح روز بعد، خانه عجیب ساکت بود.ا.ت از اتاقش بیرون آمد و تهی...

قولی که شکستی 💗ا.ت: من هنوز دوستت دارم، جیمین. همین موضوع هم...

امروز تولد کسیه که شاید خودش هیچ‌وقت نفهمه چقدر حضورش توی زن...

✧ᏕᎮᏗᏒᏦ✧𝟚_بخش دوم_کنار درختی می‌ایستم.ناگهان موجود کوچک سیاهی...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط