مانو تازه آمده بود تا با تاکه میچی زندگی که و از طرفی دی

مانو تازه آمده بود تا با تاکه میچی زندگی که و از طرفی دیگه فردا باید میرفت مدرسه جدید
فردا صبح
مانو وارد مدرسه میشه

مانو:چه مدرسه بزرگیه

بعدشم مانو وارد کلاس میشه

مانو:سلام اسم من هانا گاکی مانوهاتو هستش از آشنایی با شما خوشبختم
آیما*
چه دختتترهههه کیوتتههههه💖💖
یه لحظه صبر کن....
گفت هاناگاکی ...
یعنی این دختره خواهر تاکه میچی عهههه
*معلم *
خانم مانو هاتو برو پیش اونجا بشین *پیش آیما*
آیما:سلام چطوری من باچیرا آیما هستم خوشبختم 😊😊 تو باید خواهر تاکه میچی باشی نه؟؟؟
*مانو
او سلام من مانوهاتو آن ام تو تاکه میچی رو از کجا میشناسی ؟؟
آیما *
ام خب تاکه میچی دوستمه توی اکیپ چند نفرمونه 🥰🥰
مانو*
که اینطور ○-○
آیما *
اوهوم😊😊
مانو *
راستی میشه مدرسه رو بهم نشون بدی؟
آیما *
حتما 💖💖
مانو *
ممنون
*بعد از تموم شودن کلاس ایما میبره مانو رو بگرتونه*
*آیما
اینجا کتاب خونس
اونجا هم که سالن ورزشی عه
و اینجا هم که ......
مانو *
اون باید سالن ناهار خوری باشه
درسته
آیما *
آره🥰🥰
مانو *
ایول
تا پارت بعدی خدا نگهدار 😘😘
دیدگاه ها (۲)

توکیو ریونجرز ( پارت1)تاکه میچی : خیله خب نائوتو بهم دست بده...

گل خونی پارت 45جونگکوک و تهیونگ رفتن پایین صبحانه خوردن بعد ...

.پارت 23 ویو ات و هیون داخل مدرسه: ات: اخیش بلاخره رسیدیم مد...

کپشن بخون

بچه ها،حالم جدی محبوبهمن شیش سال ابتداییم رو یه مدرسه دولتی ...

صبح میشه ساکورا پا میشه میره تو حال و میفهمه میزوکی رفته دست...

Sixteen steps to sin, one step to love.(part 5)

وقتی باهم دعوا میکنید ولی...(پایانی)هرروز با همین روال میگذش...

شاگرد لوس من پارت 24چند مینی میشد که راه اتفاده بودن و جونگک...

سناریو در خواستیییی چیفویو

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط