{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

hi

زخمی که منو تو رو به هم رسوند پارت ⓪①
🐼مرسی. گذاشت دهنش و خوردش. موهام ور با دست دادم بالا و یه قورت اب خوردم و پیاده شدم که ببینم اون پایین مردن یا نه که تا پیاده شدم یکی از پشت گردنم ور بین بازوهاش گرفتن سعی کردم از تو بازوهاش بیام بیرون ولی با تمام توانش گرفته بودتم... توی مرز خفگی بودم که طرف افتاد زمین. ویو هانول تا پیاده شد یکی افتاد به جونش. دور و برم رو نگا کردم تا ببینیم چطور میتونم کمکش کنم یه چاقو پیدا کردم برش داشتم و سختی اروم از ماشین پیاده شدم و رفتم پشت طرف خیلی اروم پشتش قرار گرفتم و چاقو رو تو پهلوش فرو کردم که از درد فریادی زد و کوک سرعت خودش رو بیرون کشید طرف داشت به خودش میپیچید و کوک به نفس زدن افتاده بود و سرفه های پی در پی میکرد سریع بهش اب داد که نفسش بالا اومد 🐰عاه... ممنونم.. طرف داشت میدویید و میرفت که کوک بلند شد و گفت :هانول.. 🐼ب.. بله؟ 🐰از تو داشبورد یه سری طناب هست بیارشون برام 🐼خیلی... خب. رفتم تو ماشین و طناب هارو اوردم که دیدم کوک رفت سمت طرف موهاشو گرفت و پرتش کرد رو زمین که طرف با صورت خلوت زمین و کوک نشست و گرفتش به باد کتک من فقط سعی میکردم جیغ نکشم.. جیغ نکشم که پسری که داشت تا چند دقه پیش بهم شکلات میداد داره یکی رو میزنه. بعد چند دقه از روش بلند شد و بلندش کردو جلوی ماشین پرتش کرد زمین 🐰طناب هارو بده من. با دست لرزان طناب هارو بهش دادم متوجه ترسم شد و بعد اینکه طنابه ارو گرفت دستم رو گرفت و گفت:چیزی نیست هانول.. خب؟. کله ام ور تکون دادم راست میگفت چیزی نیست.. فقط دشمنای کو نمیخواستن بهش اسیب بزنن دست و پای طرف رو با طناب بستنش و پرتش کرد صندوق عقب . دستای خونیشو با دستمال پاک کرد گفت :زخمی که بهش زدی عمیقه؟منظورم اینکه به سئول.. میرسه؟ 🐼خون.. ریزیش زیاد میشه.. فکر نکنم برسه. 🐰پس زود باش زخمش رو سطحی ببند تا خب سئول زنده برسه... لازمش دارم. در صندوق رو باز کرد و منو فرستاد تو و با جعبه ب کمک های اولیه اومد تو و نشست کن از مرده.. اشاره کردو کنارش نشستم. پیرهن پاره پوزه ی طرف رو در وارد و چاقو رو از تنش کشید بیورن 🐔اههههههه🐰مرض.. هی.. هانول کارت رو بکن. سریع دست به کار شدم یه سری دستکش تو جعبه بود دستش هارو پوشیدم و با پنبه و الکل زخمش ور تمیز کردم و بهش پتا دین و ضد عفونی کننده زدم و یه داور که زخمش عفونت نکنه. به دستگاه بود که میشد باهاش یه بخیه ی سطحی زد ولی در حدی بود که زخمش خون ریزی نکنه (تو سریال ها احتمالا دید) زخمش ور بخیه زدم کوک مدتت پارچه رو دهن مرده نگه دستشه بود تا صدای داد هاش بیورن نره. بیاین رو زدم و با باند زخمش رو بستم 🐼تموم شد جونگ کوک🐰خیلی خب. بور دستات رو روشن با این . یه بطری اب گرفته بود جلوم ازش گرفتم و...
دیدگاه ها (۰)

محو زیبایی او پارت ۳۹ویو رزا یهو گرگ هارو دیدم با کاور ابی و...

p²ویو تهیونگدختره رو بردم خونه...جیمین : سلا..این کیهههههتهی...

the first lie

پارت هشتسوهو: چ...چیکوک:شو..شوخی کردم باباسوهو رفت کوک هم رف...

From hate to lovePart::4زنگ آخر خورد بچه ها داشتن میرفتن همه...

### پارت ۱۰: گلوله‌یِ سوم«من انتخابم رو کردم، تهیونگ!»فریادِ...

My‌ little marshmallow∆°∆°∆°∆°∆°∆°∆°∆°∆°∆°∆p14بعد حرف ته خجا...

تا وقتی هفت نفر کنارم هستن(فصل۲)

𝐓𝐫𝐨𝐮𝐛𝐥𝐞 𝐋𝐨𝐯𝐞 | عشق دردسرساز𝐏𝐚𝐫𝐭 :𝟏هر روز صبح، وقتی می‌رسیدی ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط