پارت ۱۵
سرنوشت پیش میآید
پاین رو برای عمم نمینویسم ها
بخونید حتما
[-----------:)
[پارت۱۵ )
[-----------:)
جونگ کوک ویو :
داشتم به کارم ادامه میدادم که یهو گوشیم زنگ خورد آریو بود گفت که به یکی از انبار های اسلحه گروه رقیب حمله کرده
با این چیزی که شنیدم یهو س.نه های دلین رو محکم فشار دادم که یه ناله ی بلند کرد بعد که گوشی رو قطع کردم دیگه میدونیننن...
از عمارت خارج شدم و به سمت ماشین حرکت کردم تا برم حساب باند رقیب رو برسم
امشب هم مهمونی داشتیم نمیشد که شرکت نکنم
خب رفتم به بار اسلحه و
دیگه بقیش به شما ربط نداره😂
ویو دلین :
یهو از خواب بیدار شدم یعنی انقدر گریه کرده بودم که خوابم برد بود
یعنی ساعت چنده
نگاه ساعت کردم که دیدم ساعت ۶ بعدازظهره
یه یهو یکی در زد به اتاقم
کیه
؟ : خانم منم
دلین : بفرماید شما کی هستین
میکاپ آرتیست: آقای جئون گفتن برای مراسم امادتون کنم لطفا بشینید
دلین : اها باشه
ویو دلین:
میکاپ آرتیست اومد
اول یه آرایش خیلی ملایم برام کرد و بعدش
مو هامو درست کرد
یه یهو صدای در به صدا در اومد
یکی از خدمتکار ها وارد شد
یه جعبه دستش بود فکر کنم لباسم توش بود
پیکاپ آرتیست اومد جعبه رو باز کرد توش یه دست لباس مجلسی خیلی زیبا در آورد
و اکسسوری
رفتم تو حموم پوشیدم
انگار این لباس برای من ساخته شده بود
آماده بودم و میکاپ آرتیست هم رفته بود
اکسسوری رو انداختم فقط نتونستم گردنبندش رو ببندم
که یهو در باز شد
جونگ کوک :
ادامه دارد ...
شرایط
۸ لایک
۱۵ کامنت
۴ ریپست
اسلاید ۱ لباس دلین
به ترتیب معلومه
اسلاید های اخری هم لباس های کوک که هر کدوم که دوست داشتین انتخواب کنید
یعنی این چند وقت که پارت نزاشته بودم اعصابم خورد بود که نگ
واقعا دلم میخواد زود زود پارت بزارم
اما اگه همین طور بنویسم این فیک تو ۲۰ قسمت تموم میشه
پس میخوام بالای ۲۰ قسمت این فیک رو تموم کنم
پاین رو برای عمم نمینویسم ها
بخونید حتما
[-----------:)
[پارت۱۵ )
[-----------:)
جونگ کوک ویو :
داشتم به کارم ادامه میدادم که یهو گوشیم زنگ خورد آریو بود گفت که به یکی از انبار های اسلحه گروه رقیب حمله کرده
با این چیزی که شنیدم یهو س.نه های دلین رو محکم فشار دادم که یه ناله ی بلند کرد بعد که گوشی رو قطع کردم دیگه میدونیننن...
از عمارت خارج شدم و به سمت ماشین حرکت کردم تا برم حساب باند رقیب رو برسم
امشب هم مهمونی داشتیم نمیشد که شرکت نکنم
خب رفتم به بار اسلحه و
دیگه بقیش به شما ربط نداره😂
ویو دلین :
یهو از خواب بیدار شدم یعنی انقدر گریه کرده بودم که خوابم برد بود
یعنی ساعت چنده
نگاه ساعت کردم که دیدم ساعت ۶ بعدازظهره
یه یهو یکی در زد به اتاقم
کیه
؟ : خانم منم
دلین : بفرماید شما کی هستین
میکاپ آرتیست: آقای جئون گفتن برای مراسم امادتون کنم لطفا بشینید
دلین : اها باشه
ویو دلین:
میکاپ آرتیست اومد
اول یه آرایش خیلی ملایم برام کرد و بعدش
مو هامو درست کرد
یه یهو صدای در به صدا در اومد
یکی از خدمتکار ها وارد شد
یه جعبه دستش بود فکر کنم لباسم توش بود
پیکاپ آرتیست اومد جعبه رو باز کرد توش یه دست لباس مجلسی خیلی زیبا در آورد
و اکسسوری
رفتم تو حموم پوشیدم
انگار این لباس برای من ساخته شده بود
آماده بودم و میکاپ آرتیست هم رفته بود
اکسسوری رو انداختم فقط نتونستم گردنبندش رو ببندم
که یهو در باز شد
جونگ کوک :
ادامه دارد ...
شرایط
۸ لایک
۱۵ کامنت
۴ ریپست
اسلاید ۱ لباس دلین
به ترتیب معلومه
اسلاید های اخری هم لباس های کوک که هر کدوم که دوست داشتین انتخواب کنید
یعنی این چند وقت که پارت نزاشته بودم اعصابم خورد بود که نگ
واقعا دلم میخواد زود زود پارت بزارم
اما اگه همین طور بنویسم این فیک تو ۲۰ قسمت تموم میشه
پس میخوام بالای ۲۰ قسمت این فیک رو تموم کنم
- ۱۶.۱k
- ۱۶ شهریور ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۲۷)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط