{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

𝒎𝒚 𝒍𝒊𝒂𝒓

𝒎𝒚 𝒍𝒊𝒂𝒓
𝘾𝙝𝙖𝙥𝙩𝙚𝙧:2
𝙋𝙖𝙧𝙩:15

~چی میخوای..

- به کمکت نیاز دارم، تا یک ساعت دیگه بیا به لوکیشنی که می‌فرستم

~نمیام-

- سوالی نبود، منتظرتم

~اما این موقع صبح-

با قطع تماس حرف دخترک نیمه ماند.

آنا گوشی را روی میز کنار تخت گذاشت و چشمانش را باز کرد.

~ اول که اون پیام های عجیبش..حالا هم این دستورای مسخرش..

رویش را به سقف کرد..

هنوز هم با شنیدن صدای آن احمق قلبش به تپش در می آمد

دستش را روی قلب تپنده اش گذاشت و گوشه لبش بالا رفت.

~چرا نمیتونم فراموشت کنم..
•
•
•
سوزش سرمای هوای صبحگاهی را حس میکرد.

بینی اش صورتی رنگ شده بود و دستانش میلرزد.

ذهنش به دنبال جای فلش و قلبش به دنبال جواب..

دلیل رفتار تهیونگ.

گوشی اش را اش را بیرون آورد اما انگشتانش قدرت تایپ را نداشتند.

با کلی تلاش توانست تماس را برقرار کند.

"My heart"

بوق..
بوق...

«درحال حاضر مشترک مورد نظر پاسخگو نمیباشد لطفا بعدا-»

تماس را قطع کرد.

-عوضی دو قطبی..دیشب حالت خیلی خوب بود..حالا جوابمو نمیدی...

دوباره تماس گرفت.

یک بار
دو بار
و دفعه سوم تماس برقرار شد
دیدگاه ها (۲۴)

𝓢𝓽𝓾𝓫𝓫𝓸𝓻𝓷 𝓝𝓾𝓻𝓼𝓮𝑷𝒂𝒓𝒕 𝟐𝟑مانیا داشت وسایل روی میز رو مرتب می‌کرد...

𝙻𝚘𝚟𝚎 𝚖𝚎 𝚊𝚐𝚊𝚒𝚗 𝙿𝚊𝚛𝚝:⁶¹نامجون تلفنش رو روی میز گذاشت و گفت:نام...

رمان آغوشی از جنس خطر پارت سیزدهم ۱۳

3:00 AM دختر عصبی کل خونه رو طی میکرد و هر چند ثانیه به گوشی...

🖤 پشتِ غرورِ سردت | 𝑷𝒂𝒓𝒕 14#لینو #فیکشنلونا گوشی را محکم در ...

🖤 عقد با رئیس مافیا — پارت ۲4سوهو یک قدم از تاریکی بیرون آمد...

𝑻𝒆𝒎𝒑𝒕𝒂𝒕𝒊𝒐𝒏 𝒂𝒏𝒅 𝒔𝒉𝒂𝒅𝒐𝒘سایـہ و وسوسـہ𝐏𝐚𝐫𝐭 ۹۷لیویا با دو به سمت...

🦢 پارت بیست‌وهشتم | ناپدید شدنجنگکوک برای چند ثانیه هیچ حرکت...

LESSON

پارت ۴ | آن شبهلیا هنوز دستش روی سرش بود.تصویرهایی کوتاه و ن...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط