چند پارتی( وقتی عضو نهمی و خیلی تحت فشاری)پارت۲

هیونجین از همه بیشتر میفهمتت و خیلی نگزانته و چون دوست داره نمیخواد که اذیت شی
بعد از اجرا از شدت خستگی گریت میگیره و شروع میکنی به گریه کردن
چانی میاد پیشت و بغلت میکنه و توهم توی بغلش آروم آروم اشک میریزی
هیون خیلی ناراحت میشه و تصمیم میگیره برات یه کاری بکنه
وقتی داشتین برمیگشتین خوابگاه هیون باهاتون نمیاد تا بره برای تو یه چیزی بخره تا سوپرایزت کنه و یجوری این خستگی رو از تنت دربیاره
میره گل فروشی و یه دسته گل بزرگ از گل های رز قرمز برات میگیره و بعدش هم میره یه کیک کوچولو برات سفارش میده و میاد سمت خوابگاه
تو اون روز پریود شده بودی و حال و حوصله ی هیچ کسی رو نداشتی
هیون میرسه خوابگاه و وارد میشه
تو داخل اتاق خواب بودی و رو تخت دراز کشیده بودی و از شدت فشار و خستگی گریه میکردی
هیون وارد اتاق میشه
هیون:ات.... ببین منو! داری گریه میکنی؟!
ات:نه... نه... سریع اشکاتو پاک میکنی
هیون:ات, من نمیخوام تو انقد ناراحت باشی و درد بکشی و درداتو تو خودت بریزی!! تو دیگه مثل قبلنا تون دختر شاد و برونگرا نیستیااا
ات:هیون... من واقعا حالم بدههه
(میری تو بغل هیون و گریه میکنی)
هیون آروم نوازشت میکنه و درهمین حین آروم میبرتت بیرون
تو با دیدن دسته گل و کیک ذوق زده میشی ولی به روت نمیاری
میری سمت گل و اونو بو میکنی و بعدش یه نگاه پراز تشکر به هیون میکنی و میری بغلش
هیون:ات... الان بهتری!!
ات:اوهوم... من باوجود شماها خیلی بهترم

ادامه پارت بعدی➫
دیدگاه ها (۱)

My dady پارت①①دختره اومد. یه لباس سفید با روپوش مشکی تنش بود...

سناریو بلولاک وقتی وقتی یه سطل آب روشون خالی می‌کنیم (درخواس...

پارت ۱۰که یهو ات گریش گرفتات: ی..یوری..م..من اینو..ک..کشتم؟!...

پارت 5 ★رمان ازدواج مخفی با هوانگ★میوفته روی ات و هیون! هیون...

𐙚🦋 ویو آت 🦋𐙚چند ثانیه فقط به ته نگاه کردم.هنوز ذهنم درگیر حر...

پارت 6رمان ✨عشق مدرسه ای✨هیونجین: خب من دوستت دارم. خیلی وقت...

پارت 26 رمان عشق مدرسه ای جونگین: اگه جرعت داری یکیو تو جمع...

سه پارتی از چان: (وقتی که هردوتون...) p2دکتر: آروم باشید لطف...

#برادر ناتنی من

پارت 9رمان🎀 عشق مدرسه ای🎀ویو نویسنده:صبح شده بود و هیون زودت...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط