من عاشق یه مافیا شدم

من عاشق یه مافیا شدم
𝕀'𝕞 𝕚𝕟 𝕝𝕠𝕧𝕖 𝕨𝕚𝕥𝕙 𝕒 mafia♫

[𝕡𝕒𝕣𝕥 𝟛]

که یهو سرم گیج رفت و سیاهی....

«چند ساعت بعد»
ات: با سردرد بدی بیدار شدم ولی تو اتاق خودم نبودم نمیدونم چطور اومدم اینجا...

«فلش بک به چند روز پیش»
شوگا: سلام صبح بخیر پدر
پدر شوگا: صبح بخیر پسرم
پدر شوگا: پسرم امروز لازم نیس بری مدرسه
شوگا: برای چی؟
پدر شوگا: میخام مدرستو عوض کنم
شوگا: عی بابا دوبارههه
پدر شوگا: واقن متاسفم ولی بخاطر ماموریتم باید اینکارو بکنیم
شوگا: باشه... مشکلی نیست
پدر شوگا: ممنون که درکم میکنی
شوگا :😁🥰
ویو شوگا:
اَه دوباره باید مدرسمو عوض کنم ایششش

زمان حال:
ویو شوگا:
بخاطر ماموریت پدرم باید هم مدرسمو عوض میکردم هم ات رو میدزدیدم
پدرم مافیاس و منم باید در اینده کارشو ادامه بدم.... رفتم تو اتاق ببینم ات بیدار شده که شده بود
شوگا: سلام... عام میگم حالت خوبه؟
ات: عای سلام اره خوب.. عای
شوگا: چیشده؟
ات: هیچی فقط سرم درد میکنه
شوگا: وایسا بزار برات مسکن بیارم
ات: باشه مرسی

ویو شوگا:
ات سرش درد میکرد واسه همین رفتم براش مسکن بردارم.... واقن دختر کیوتیه (خب دیگههه پسر ماعم عاشق شد😐)
شوگا: بیا
ات: مرسییی
شوگا: خاهش میکنم
ات: میگم اینجا کجاس؟
شوگا: خونه من
ات: چیییی خونه توعههه اصن من چجوری اومدم اینجااااا
شوگا: من اوردمت ینی درواقع دزدیدمت
ات: چیییی وای خدااا
شوگا:......
ادامه دارد.....
دیدگاه ها (۳۱)

مربی موتور سوار

۱۰ همه چیزا باید خوشمزه باشه ....اگر بدمزه باشه ...یا زیر ای...

part 8شوگا:ات؟دست ات رو گرفت و برگردوندششوگا:چیزیت شده؟بهم ب...

𐙚🦋 پارت ۳۷ — «پیست» 🦋𐙚𐙚 ویو ته 🦋وقتی رسیدم خونه، تمام فکرم ...

پارت دوم ( آسانسور عشق ) امروزم دادگاه داشتم با یکی از موکلا...

پارت بیست دوم《Custom kiss》 ×پدرم نیشخن...

پارت 6 ★رمان ازدواج مخفی با هوانگ★ویو صبح: ات: بلند شدم دیدم...

پارت ۱۳دید ات نیست که همون موقع جیمین اومد و گفت چیشد ؟ تهیو...

marry without love

پنهان عشق

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط