{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

آخرین بار ک برای همیشه میدیدمش آرم و زیبا ب خوابی عمیق رف

آخرین بار ک برای همیشه میدیدمش آرم و زیبا ب خوابی عمیق رفته بود آرامش خاصی داشت مثل همیشه ک در خواب زیبا بود بازهم زیبا بود ولی این زیبایی فرق داشت چون دخترم برای همیشه ب خواب رفته بود خوابی ک بیداری نداشت باید برای همیشه با دخترم وداع میکردم برای همیشه .
هنوز چهره اش جلوی چشمانم است هنوز با همان زیبایی ک لحظه ی آخر وقتی برای آخرین بار چهره اش را باز کردند تا بار آخر دخترم را ببینم ب یاد دارم ای کاش زنده نبودم تا آن لحظه را ببینم لحظه ی را ک دخترم ،پاره ی تنم ،دخترم ک تازه وارد ۲۰سال شده بود را ب خانه ی ابدیش بردند .ای کاش نبودم تا نبینم وقتی تن دخترم را ب آغوش سرد خاک سپردند.کاش نمیدیدم لحظه ی را که خانه ی ابدی دخترم را تغریک کردند بخدا همان لحظه از خدا خواستم همین جا جان من را هم بگیرد تا کنار دخترم بخوابم تا آخر شب ماندم کنار دخترم چون دخترم از تاریکی میترسید چون دخترم از سرما متنفر بود چطور تنهایش میزاشتم دخترم در جایی تاریک ک میترسید والان خانه اش تاریک بود .دخترم در خانه ی تاریکش چیزی جز خاک سرد نداشت تا رویش بکشد چطور میتوانستم دخترم را در تاریکی و سرما رها کنم وب خانه ی گرمی ک دیگر دخترم در آنجا نبود بروم تحمل دیدن جای خالیش را نداشتم تحمل نداشتم ببینم کسانی ک در خانه منتظر من هستن فقط بخاطر پرپر شدن دخترم آمدند دخترم هر روز از آرزوهایش برایم میگفت دخترم هرشب کنار مینشست برایم از کارهای روزانه ک با دوستانش در نحیط دانشگاه انجام میداد تعریف میکرد ولی حال دخترم هیچ حرفی نمیزد فقط بی صدا و آرام ب گریه های مادرش ک در فراقش میکرد گوش میداد....
امروز درست همان روز است ک دخترم را ب ناچار ب آغوش سرد خاک سپردم.
امروز دو سال تمام میشود ک دیگر دخترم نیست
دو سال ن صدایش ،ن چشمانش ، ن خنده هایش ، نیست . دو سال است ک با آن صدای پر هیجانش صدایم نزده.
ای کاش فقط یکبار دیگر صدایم میزد مامان.....
دخترم ، مریم جان ، ب ستاره های آسمان سپردمت ....
دیدگاه ها (۱)

تولدت مبارک جونگکوکی ❤امروز روزیه ک تو ب دنیا اومدی و دلیل خ...

#دلدارزمانی ک تو باشیزندگی برایم قشنگ‌ ست عاشقی برایم با معن...

ادامه ی حرفام:و عزیزای دلم امسال همتون درس هاتونو بخونین مید...

چندتا نکته میگم مخصوص برعندازاسدرسته اینا خیلی اوسگلن ولی دل...

#در_آغوش_شیطان𝓒𝓱𝓪𝓹𝓽𝓮𝓻 𝓞𝓷𝓮 : ¹𝓟𝓪𝓻𝓽 : ²کیم ته‌وون، پدر عمارت، ...

داستان عاشقانه جدید

#لبیک_سید_مجتبی✊🇮🇷یک عمر حسرت دیدار پدرتان، سید علی، بر دلم ...

یک عمر حسرت دیدار پدرتان، سید علی، بر دلم ماند؛ تلاشم را کرد...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط