{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

نیازی به گفتن نیست فک کنم دیگه حفظ شدین ... کامنت*

نیازی به گفتن نیست فک کنم دیگه حفظ شدین ... کامنت*
فرشتگان: پارت ۵
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــ
🟥لئوری
🟥بعد این همه سال ... بلاخره .... جوئل ...
🟨جوئل
🟨..................لئوری.....
🟥(بغل کردن جوئل) خیلی خیلی خیلی خیلی خیلی خیلی خیلی دلم برات تنگ شده بود....
🟧مایکل
🟧آهاااای! عزرائیل بیا اینجا ! جوئل برگشت
⬛ عزرائیل
⬛(پرواز کردن به سمت مایکل)(دیدن جوئل) ..... نمی‌دونم باید چی بگم .... هی جوئل سلام
🟧(ضربه زدن به شونه جوئل) بعد این همه مدت اوه پسر واقعاً از دیدنت خوشحالم خوب چخبر بهت که سخت نمیگذره ؟
🟨(تکان دادن سر به نشانه نه)
⬛مثل همیشه کم حرف ...
🟧لئوری انقدر نچسب بهش ...
🟥نه می خوام یکم دیگه بغلش کنم ! ... دلم برات تنگ شده بود
🟨............منم...(نگاه کردن).... شما .... اینجا ؟
🟧خوب راستش یه موقعیت افتضاح تو بهشت پیش اومد تاریکی به بهشت حمله کرده اونم با یه اسلحه خطرناک که باعث میشه عطش گناه درونت فعال بشه و تو مرتکب گناه بشی راستش گالیم رفت جبرئیل رو بیاره ولی ... متاسفانه هنوز برنگشته
🟨(اخم کردن).....(باز کردن بال ها)(پخش کردن نور به لئوری . عزرائیل . مایکل)(آوردن تیکه ای از گذشته به ذهناشون)
(هم زمان با تشکیل برزخ دو برادر متولد شدن «گاد» ساخته شده از وجدان و «الهه»ساخته شده از نفس گناه ... در ادامه اون ها با هم دوست شدن و سعی کردن دنیایی جدیدی بسازن گاد پیشنهاد داد از دوستی برای ساخت این دنیا استفاده بشه ولی الهه می خواست از پلیدی پرش کنه گاد پیشنهاد داد. بعد از ساخت دنیا راجبش تصمیم گیری بشه الهه با پیشنهاد گاد موافقت کرد با متولد شدن گالیم و بعد جوئل گاد به الهه گفت این دوتا دیگه جزئی از مائن الهه در تربیت گالیم و جوئل شریک شد سخت گیری های الهه و بیخیالی های گاد سر انجام وقت تصمیم گیری راجب دنیای جدید فرا رسید اختلافات این دو شدید تر شد الهه که دید نمیتونه با گاد کنار بیاد گفت من میرم ولی حواست باشه اگه مخلوقاتت یه روز باعث نابودی عالم بشن من برمی گردم و همه چیو از اول درست می کنم گاد حرفی نزد و الهه برای همیشه ناپدید شد تا این موقع ...)
🟧پس دلیلش این بود ... کینه الهه بیشتر شده راستی ... اون با تو چه نسبتی داره
🟨......‌دایه من...
🟧🟥⬛دایه!!!!!
⬛صب کن ببینم دایه تو ... الهه بوده پادشاه تاریکی؟!
🟨(تکان دادن سر به نشانه آره)
🟥.......خوب بگذریم جوئل .... حالا باید چیکار کنیم ؟
🟨(احضار شمشیر مقدس) .... (در آوردنش از غلاف)
🟧می خوای با زور وارد عمل بشیم؟
🟨(تکان دادن سر به نشانه آره)
⬛خوب خوب نوبتی هم باشه(در آوردن نیزه) نوبت منه ...
🟥(در آوردن شمشیر)
🟨(زدن رو شونه لئوری).‌..
🟥ممنون بابت دلگرمیت
🟧ولی بعدش اگه مجبور شدیم با بقیه بجنگیم چی ؟
⬛خوب اونا به پاکسازی ذهنی نیاز دارن
ادامه...
دیدگاه ها (۱۹)

HATE TO LOVE¹⁵(ویو:رز)لبخندی خیلی کوتاه گوشه‌ی لبم نقش بست.ک...

سناریو سو پارت اخر

ادامه part 64بعد رفتم توی اتاق کوچیکی که توی اتاق در آوردن ب...

تک پارتیاز:جیهوپاسم:آغازی دوباره در تاریکیعلامت ها:+جیهوپ_سو...

دپطور..غم انگیزترین..دردناک..‼️💔✔️🚬

دیدار باتو (پارت ۵)

#دختر_ردیف_آخرژانر: مدرسه‌ای | گنگ | رفاقتی | کمدی پارت اول:...

𝑳𝒐𝒗𝒆 𝒐𝒓 𝒍𝒊𝒆❶❽_بخش سوم_مشتی به شانه اش می‌زنم"اگه یکم دیگه مع...

تک پارتیاز:جونگکوک وقتی حالش خوب نبودچند وقتی میشه که جونگکو...

𝑰𝒄𝒚 𝑯𝒆𝒂𝒓𝒕, 𝑺𝒐𝒖𝒍 𝒐𝒇 𝑺𝒑𝒓𝒊𝒏𝒈𝐏𝐚𝐫𝐭 𝟏در سرزمینی دور، جایی که هر کو...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط