مثل تصویر خیس یک سفر

مثل تصویر خیس یک سفر
پشت شیشه های اتوبوس
فقط برای تماشا بودی
مثل آب نبات های مادر بزرگ
انگار این عکس
تُـرا گرفته
نشانده روی زانوی من
- بخندید!
می خواست یادگاری بشود
خندیدیم
اما توی حوض
لبخند وارونه ی ما
اندوه تلخی شد...
دیدگاه ها (۲)

⊹⊱او شب هنگام آمد⊰⊹‌p72باغ زیر نور ماه، حال و هوای عجیبی داش...

𝙈𝙮 𝙧𝙚𝙙 𝙡𝙞𝙤𝙣 / part¹" توصیف در یک جمله :میانِ تیغ‌های نیش‌دار...

### پارت اول: انعکاس توی شیشه بارونیساعت از دو نصفه‌شب گذشته...

╭─────────────── 🌊 ───────────────╮✦ پارت ۵۲ ویو آت ✦╰─────...

درباره‌ی جهان:در آینده‌ای نه‌چندان دور، بشریت با کشفِ «کریست...

THE GIRL IN HIS DREAMSپارت ۵اسلاید ۲ رو ببین و تصور کندرهای ...

رمان: مادام کوچولوی کیم part:۷منتظرتم. هر وقت خواستی حرف بزن...

پارت ۲۸اتاقِ تمرینِ رقص، با آینه‌های قدیِ عظیم و کفپوشِ چوبی...

پارت: 27 (بخش4) **زاویه دید: زین**بارون پاییزی شروع شده بود؛...

# 🥀 ادامه: «قلبی که دیگه برای تو نمی‌تپید» — بخش دومیه هفته ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط