دخترم؟ 🥀

دخترم؟ 🥀

_دیدم که شلوار روآ زخمی شده یعنی یعنی امکان داره به خاطر اینکه خورده بود زمین دیر رسید وای وای من چی کار کردم روا روا دخترم تروخدا دخترم روآ بابایی صدامو می شنوی
بابا (ضعیف و حال بد)
-دخترم الان میریم بیمارستان (بغلش میکنه و میبره سوار ماشینش می‌کنه )
همش داره خون بالا میاره
-هشش الان میرسیم تحمل کن
ای(داد)
-چیشد
شکمم(گریه)
-رسیدیم پیاده شو
(چون بدون بادیگارد رفته بودن هیترا به سمت جیهوپ حجوم آوردن و میخواستن بهش چاقو بزنن جیهوپم چون درگیر و نگران روآ بود اصلا حواسش نبود و ندید اما روآ دید و )
بابا(خودشو انداخت جلوی جیهوپ و چاقو به اون خورد)
-روا(داد)
(پلیسا هیترارو دستگیر کردن)
-یکی کمک کنه دخترم
£بزاریدش رو برانکارد
-خانم دکتر
£ببریدش تو اتاق. آقا شما نمیتونید بیاین اینجا اتاق عمله
-اما اون دخترمه
£ما حواسمون بهش هست(رفتن تو و درو بستن)
-وای اگه چیزیش بشه چی کار کنم(گریه و حال بد )
(چند ساعت بعد)
£همراه جانگ روآ
-منم حال دخترم چطوره
£خونریزی داشتن به خاطر کتکا ولی خداروشکر چاقو به جای خطرناکی نخورده خونریزی بند آوردیم و زخمشون رو بخیه زدیم الان حالشون خوبه منتقلش میکنیم به بخش اونجا میتونید ببینیتش
-خیلی ممنونم
£خواهش میکنم و اینکه این نسخه رو هم باید تهیه کنید
-چشم
£با اجازه
-وقتی گفت حالش خوبه انگار که دنیا رو بهم دادن خیلی خوشحال شدم به جان گفتم رفت دارو هارو گرفت خودمم رفتم تو اتاق پیش روآ

ادامه دارد...
دیدگاه ها (۱۷)

𝐛𝐞𝐭𝐰𝐞𝐞𝐧 𝐥𝐨𝐯𝐞 𝐚𝐧𝐝 𝐡𝐚𝐭𝐞𝐏𝐚𝐫𝐭:⁴⁷ویو: اتچند دقیقه بعد، درِ اتاق ب...

پارت یک از زبان نویسنده صدای گریه ی دختر کل عمارت رو پر کرده...

رمان عشق و انتقام

روز بعد ویو اتچشمام رو باز کردم هنوز تو اون اتاق بودم به سخت...

پارت دو یوری: مامان دلم برات تنگ میشه خداحافظ لیا: خداحافظ م...

THE DARK SHADOWS

« 𝑩𝒆𝒇𝒐𝒓𝒆 𝒍𝒆𝒂𝒗𝒊𝒏𝒈 »« پارت : اول » جونگکوک با تکون خوردن تخت ب...

سقوط درخشان یک دیوانه پارت ۲۵ *سانیار*مامانم با اخم و نگاهی ...

اتاق هفتمپارت اولوقتی پامون گذاشتیم توی خونه یه حس عجیبی داش...

#عشق در نگاه او part 8%هعی چرا نگاش می کنین برین سر کارتون +...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط