پارت ۲۲

پارت ۲۲
دیانا +
ارسلان ×
+ حاضر شدم رفتم پایین دیدم ارسلان هنوز آماده نشده
ارسلان پاشو حاضر شو
× چقد زود حاضر شدی باشه یه ۵ دقیقه صبر کن میام
+ باشه بعد ۵ دقیقه آمد بریم
× بریم عزیزم
+ سوار ماشین شدیم
و بعد ۳۰ دقیقه رسیدیم
+ ارسلان
× جانم
+ خیلی استرس دارم
× چرا استرس نفسم
+نمیدونم
× دست و بده به من اصلا استرس نداشته باش
+ باشه دستم و دادم به دستش
× زنگ و زدم مامانم در و باز کرد رفتیم تو
+ مامان ارسلان تا منو دید با ذوق و شوق بهم سلام کرد
مامان ار، قربونت برم عروس قشنگم نه مثل اینکه پسرم خوش سلیقس
+ مرسی مامان جون
× مامان عروس تو دیدی من و یادت رفت
مامان ار، نه چرا باید تک پسر مو یادم بره
مامان ار، بیاید تو
+ مرسی مامان جون
× مرسی مامان
مامان ار، دخترم شربت میخوری برات بیارم
+ مرسی مامان جون زحمت نکشید
مامان ارسلان *
* خواهش میکنم عروس قشنگم چه زحمتی
× مامان
* جانم
× آبجی کو پس
* رفته بیرون الان میاد
× آهان
* بفرمایید
+ مرسی
* خواهش میکنم عروس قشنگم
+ داشتیم شربت رو میخوردیم که زنگ در خورد
* آبجیت آمد
خواهر ارسلان _
_ سلام مامان
* سلام دخترم
_ کسی تو خونه اس
* آره عروس قشنگم و داداشت
_ دلم برای داداشم خیلی تنگ شده ارسلان
× جانم
_ سلام خوبی داداشی دلم برات تنگ شده بود
× منم بیا بغلم
_ بعد از ۲مین از بغل ارسلان اومدم بیرون
سلام عروس خانم
+ سلام عزیزم
× وقتی لیندا گفت عروس خانم دیانا خجالت کشید آروم خم شدم در گوشش گفتم قربون اون خجالتت برم که بهم لبخند زد

بچه ها لطفا حمایت کنید
۴۰ تایی شیم ۳ پارت میزارم
دیدگاه ها (۳)

Iove and the moonPart322هفته بعد کوک داخل  شرکت  برای یه سفر...

پارت 15رمان🦋 عشق مدرسه ای 🦋ات: چه شرطی؟ هیونجین: ( به لبش اش...

True Love②⑧با خوشحالی رفتم داخل خونه ا/ت: ماماننننن، ماماننن...

گل خونی پارت 53همه به تهیونگ و جونگکوک زل زده بودن تهیونگ اه...

پارت 29رمان عشق مدرسه ای ویو فردا صبح وقتی ات داشت برای مدرس...

part ³*تکون دادن سر به نشونه تایید+خوبهداشت میرفت که با حرف ...

#عشق در نگاه او part 4ویو سالی رفتم رو تخت دراز کشیدم همش دا...

عشق یا حسرت پارت ۲ شب رفتیم که بخوابیم که برای فردا پر انرژی...

《اسیر یک قرارداد》پارت ³یانگ جون: من دوست دارم مامان سومیاو ص...

آواز عشق♣️part8♣️ویو ا/تدر باز شد و یه خانم میانسال اومد داخ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط